واقعى مثل سركه حلال واقعى است و اين اوّلا بر خلاف اجماع است چون بالاجماع خمرى در اينجا هست و هو حرام و خود شما هم قبول داريد كه حليّت واقعى در اينجا نيست بلكه حد اكثر مدّعى حليّت ظاهريه هستيد و ثانيا بر خلاف نصّ هم هست چون نص گفته اجتنب عن الخمر و مقيد به علم تفصيلى نكرده و ثالثا بر خلاف خود اين اخبار هم هست چون مفاد اين اخبار هم اينست كه :
كل شىء فيه حلال و حرام فهو لك حلال يعنى در ظاهر حلال است و در واقع چهبسا حرام باشد پس منكر حرمت واقعيه حتى در فرض شك هم نيستند پس نتوان اين سخن را پذيرفت .
ان قلت : مقدمه : بحثى است ميان اصوليين كه آيا اجتماع دو حكم مختلف در موضوع واحد جايز است يا خير ؟ اجتماع دو حكم واقعى متخالف در موضوع واحد حتما جايز نيست مثل وجوب واقعى و حرمت واقعى و نيز اجتماع دو حكم ظاهرى مخالف هم جايز نيست مثل حليت ظاهرى و حرمت ظاهرى ولى اجتماع يك حكم واقعى با يك ظاهرى محل بحث است كه در واقع چيزى حرام باشد ولى در ظاهر حلال براساس ادلّه مشهور قائل به جواز هستند با حفظ اين مقدمه مستشكل مىگويد : اين دو تالى فاسد در صورتى است كه اجتماع حكمين واقعى و ظاهرى در موضوع واحد جايز نباشد امّا اگر اجتماع جايز شد كما هو الحق چه مانعى دارد كه احدهما كه در واقع خمر است به حكم اجتنب حرام واقعى باشد و در ظاهر چون تفصيلا نمىدانيم هر دو حلال باشد به حكم كل شىء كما اينكه در شبهات بدويه كه شما اصل برائت جارى مىكرديد در همانجا هم احتمال مىداديد كه در واقع اين مايع خارجى خمر باشد و حرام و مشمول اجتنب باشد مع ذلك مىگفتيد در واقع حرام باشد يا نه ما در ظاهر حكم به حلّيت
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠٤