و هر مطلبى هم داراى چهار مسئله است :
1 - فقدان نص
2 - اجمال نص
3 - . . . و 4 - . . .
كه مجموعا دوازده مسئله پيدا مىكنند و احكام اين دوازده مسئله از ملاحظه مطالب مذكوره در شك در تكليف الزامى بدست مىآيد و خلاصه مطلب اينكه :
دوران بين كراهت و اباحه نظير دوران بين حرمت و غير وجوب است و همان احكام را دارد .
و دوران بين استحباب و اباحه نظير دوران بين وجوب و غير حرمت است .
و دوران بين استحباب و كراهت نظير دوران بين وجوب و حرمت است .
و همان گونه كه در آن موارد نسبت به وجوب يا حرمت اصالة البراءة جارى مىشد در اين موارد هم نسبت به استحباب و كراهت اصالة البراءة جارى مىشود .
تنها امتيازى كه شك در تكاليف غير الزامى با شك در تكاليف الزامى دارد در اينست كه در شك در الزام اصالة البراءة جارى مىشد و ادلّه برائت آنجا را به خوبى دلالت مىكرد ولى در شك در غير الزام شمول ادلّه برائت و اجراء اصل برائت مبتلا به اشكال است زيرا كه ادلّه برائت براى نفى مؤاخذه و عقاب جارى مىشوند و دليل عقلى مىگفت عقاب بدون بيان قبيح است و فرض اينست كه در غير واجب و حرام بدون جريان اين اصل هم خودبهخود عقاب منتفى است و لذا نيازى به اجراء اين اصل نيست بلكه عبث است .
در آخر مىفرمايد : فتدبّر : شايد اشاره به اين باشد كه نسبت به شك در استحباب و كراهت اصل برائت جارى نمىشود ولى اصالة العدم جارى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩١