اين اخبار طرفدار تخيير هستيم .
ولى در مقابل قول مشهور و ما جناب علّامه و ديگران مدّعى هستند كه قول به تخيير مربوط به مواردى است كه متعارضين هيچكدام در ديگرى رجحان نداشته باشند و در ما نحن فيه خبرى كه دالّ بر حرمت و نهى است مرجّح دارد و معيّنا بايد آن حديث را گرفته و به حرمت ملتزم شويم و عمل را ترك كنيم .
و دليل حضرات عبارتست از همان ادلّه خمسه كه طرفداران تعيين حرمت در مسئله اوّل داشتند كه همه را جواب داديم .
و علاوه برآن دليل ششمى هم آوردهاند كه اضعف از آن ادلّه است و آن اينكه : دلالت نهى از دلالت امر قوىتر است چون نهى و دلالت مىكند بر استمرار و تكرار يعنى ترك عمل هميشه چه در واقعه اوّل و چه بعدى ولى امر دلالت مىكند بر ايجاد طبيعت آن هم مرّة واحدة پس دلالت نهى اقوى است و هركدام اقوى دلالة بود او مقدم است .
جواب ما اينست كه : در اين جهت لا فرق بين امر و نهى زيرا كه مدلول امر ايجاد طبيعت است و مدلول نهى اعدام طبيعت يا ترك ايجاد آنست منتهى لوازم عقلى آنها فرق دارد زيرا كه در جانب ايجاد عقل مىگويد : الطبيعة توجد بوجود فرد واحد و ربطى به مدلول مطابق امر ندارد و در جانب اعدام هم عقل مىگويد : الطبيعة تنعدم بانعدام جميع افراده كه باز هم ربطى به مدلول نهى ندارد .
در نتيجه وجهى براى ترجيح جانب نهى بر جانب امر نيست و حق همان تخيير است حال على القول به تخيير باز اين بحث طرح مىشود كه آيا تخيير ، ابتدائى است ؟ يا استمرارى ؟ استمرارى هم كه باشد آيا استمرارى است مطلقا ؟ يا استمرارى است به شرط البناء من اوّل الامر بر استمرار و بقاء
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 185
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٥