قوله : و ان انتصر :
مقدمه : ما دو قسم تخيير داريم :
1 - تخيير ظاهرى و آن عبارتست از اينكه تا مادامىكه دسترسى به واقع نداريم و دستمان از واقع كوتاه است در ظاهر مخير هستيم مثل تخيير ما بين متعارضين كه ظاهرى و صورى و مادامى است .
2 - تخيير واقعى و آن عبارتست از اينكه حكم واقعى در واقعه تخيير است مثل باب خصال كفّاره كه واقعا مخير هستيم ميان عتق رقبه و صيام شهرين متتابعين و اطعام ستّين مسكينا ، با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم :
بعضىها خواستهاند سخن شيخ را توجيه كنند و در مقام توجيه گفتهاند :
مراد شيخ از تخيير ، تخيير ظاهرى است مثل تخيير ما بين المتعرضين و چنين تخييرى منافى نيست با التزام به واقع على ما هو عليه .
در نتيجه قول شيخ به تخيير مستلزم طرح قول امام ( ع ) نيست ، شيخ اعظم ره مىفرمايد : از ظاهر فرمايشات شيخ طوسى در عدّه استفاده مىشود كه مرادشان تخيير واقعى است نه ظاهرى بدليل اينكه شيخ در عدّه فرموده :
در مسئله اختلاف امت على قولين دو نظريه وجود دارد :
1 - جماعتى مىگويند : هرگاه امت ذات القولين شدند و هيچكدام از دو قول هم رجحان نداشت و هيچ طرفى دليلى نداشت كه براى ما علم تفصيلى بياورد بدخول امام ( ع ) در آن دسته در اينجا هر دو قول ساقط شده و وظيفه مجتهد مراجعه به مقتضاى حكم عقل او است آنگاه بعضىها مىگويند : اصل اوّلى در اشياء اباحه است و بعضى مىگويند : حظر است بعد فرموده اين نظريه باطل است چون مستلزم طرح قول امام است .
2 - جماعتى مىگويند : در اين مورد حكم تخيير است و ما مخير هستيم ميان اخذ به جانب وجوب يا حرمت و خود شيخ طوسى همين را
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 162
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٢