تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
بودن مسئله موجب مىشود كه ما ظن به عدم وجود قرينه وجوب پيدا كنيم واقعا و گرنه با آن‌همه اهتمام كه ائمه و اصحاب آنان به بيان واجبات مىدادند هرآينه آن قرينه بدست مىرسيد . البته شما نمىتوانيد معارضه ايجاد كنيد به اينكه بلوى و نيافتن قرينه بر استحباب هم دليل بر نبودن آنست فى الواقع خير جاى اين حرف نيست زيرا كه در مستحبات دواعى بر نقل آنها فراهم نبوده بر خلاف واجبات و لذا قابل قياس نيستند . ثم ان ما ذكرنا : اين در واقع تنبيه مسئله ثانيه است و آن اينكه : همچنان كه در مورد فقدان نص گفتيم در اينجا هم مىگوئيم : اگرچه احتياط واجب نيست ولى حسن و رجحان آن قابل انكار نيست . امّا آيا احتياط داراى استحباب شرعى هم هست كاشف از امر مولوى استحبابى باشد يا نيست مطلب همان است كه در مسئله اوّل گفته آمد كه در محتمل الوجوب توصلى و تعبدى چه حكمى دارد و تكرار نمىكنيم . تنها فرق اينجا با آنجا اينست كه در آنجا اخبار من بلغ هم قابل جريان بود ولى ما گفتيم از اين‌ها استفاده استحباب شرعى نمىشود بر خلاف متوهم . امّا در مسئله اجمال نص جاى اخبار من بلغ نيست . امّا در آن صورى كه دوران امر ميان وجوب و غير استحباب باشد كه روشن است زيرا با احتمال اباحه يا كراهت ديگر بلوغ ثواب محرز نيست و لو از طريق ضعيف باشد و لذا اخبار من بلغ موضوع ندارد . و امّا در صورت دوران امر ميان وجوب و استحباب هم نيازى به اخبار من بلغ نيست چون يقين داريم به ثواب و طلب مولوى و لو وجوب آن يعنى مانع بودنش از نقيض براى ما محرز نيست .