طلوع شمس در افق نمايان گشته و مژدهء آمدن شمس را مىدهد كه آخر وقت فضيلت صبح اول آن است .
2 - حمرهء مشرقيهاى كه پس از غروب شمس در مشرق عالم در افق نمايان مىگردد و رفتهرفته بالا مىآيد تا به بالاى سر مصلى مىرسد و سپس در صفحه آسمان پهن و پراكنده شده و زوال مىيابد كه تقريبا از اوّل غروب آفتاب تا اين موقع كمتر از هيجده دقيقه طول مىكشد و عند المشهور معيار در مغرب شرعى و دخول وقت نماز و افطار همين امر است .
3 - حمرهاى كه در طرف غروب آفتاب در ناحيه مشرق عالم در افق پيدا مىشود ولى مردّد است بين آن حمرهء مشرقيهاى كه در بالا ذكر شد و بين حمرهاى كه از اشراق و تابش شمس بر كوههاى طرف مشرق بوجود مىآيد پس هنوز استتار قرص كاملا حاصل نشده است .
4 - حمرهء مغربيهاى كه در جانب مغرب در افق نمايان مىشود و نامش شفق احمر است و رفتهرفته تبديل به صفره مىشود و نامش شفق اصفر است و احكامى دارد با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : غروب عرفى كاملا مشخص است و آن عبارتست از استتار قرص شمس ولى كلام در اينست كه غروب شرعى كه مجوّز دخول در نماز و افطار صوم مىباشد آيا مثل غروب عرفى به استتار قرص شمس [ منظور اينست كه نه تنها از ما مستتر شده بلكه شعاع آن از بالاى بلنديها مثل كوههاى طرف مشرق ما هم ناپديد شده و اگر كسى بالاى قلّه دماوند هم بايستد قرص خورشيد را نخواهد ديد ] حاصل مىشود ؟ و يا غروب شرعى به زوال حمرهء مشرقيه حاصل مىشود كه كمتر از بيست دقيقه تأخير دارد ؟ اهل سنت عموما و گروهى از متقدمين شيعه از قبيل شيخ صدوق ره قول اوّل را برگزيده و غروب شرعى را به استتار كامل شمس مىدانند . ولى متأخرين از اماميه نوعا غروب شرعى را به ذهاب حمرهء مشرقيه مىدانند حال
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 357
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥٧