نيست :
1 - يا اينست كه احتياط در چنين موردى ممكن است همانند جمع بين ظهر و جمعه .
2 - و يا احتياط ممكن نيست ، قسم ثانى مجراى اصالة التخيير است كه در دوران بين المحذورين جارى مىشود . و قسم اول خود دو قسم مىشود :
1 - يا اينست كه يك دليل عقلى يا نقلى دلالت نموده بر اينكه در اينجا احتمال عقوبت است و اگر در خلاف واقع بيفتى كيفر مىشوى [ اين قسم مجراى اصل احتياط است ] .
2 - و يا چنين دليل در كار نيست [ اين قسم مجراى اصالة البراءة است ] .
ضمنا از ما ذكرنا روشن شد كه در بعض موارد اصول عمليه با يكديگر تداخل مىكنند يعنى هركدام قابل جريان است و آن بعض موارد عبارتست از موردى كه شك ما حالت سابقه دارد در اينجا اگر حالت سابقه لحاظ شود مجراى استصحاب است و اگر لحاظ نشود مجراى يكى از آن سه اصل ديگر است منتهى در چنين مواردى كدام مقدم مىشوند ؟ بحث مفصلى دارد كه در اواخر مبحث استصحاب خواهد آمد البته موارد سه اصل ديگر متداخل نمىشوند .
قوله : ثم ان الكلام . . . . :
تا اينجا بحث مقدماتى طى هفت نكته به پايان رسيد اينك وارد مباحث اصلى مىشويم و بحث خود را پيرامون اصول اربعه در دو مقام قرار مىدهيم :
1 - مقام اوّل در بيان حكم شك است اگر حالت سابقه ملاحظه نشود كه مجراى يكى از اصول سهگانه برائت و احتياط و تخيير است و به تفصيل راجع به آن بحث خواهيم كرد .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 220
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٠