تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
خاصى جارى است كه عند الشك فى الصحة و البطلان و مانند اصالة عدم التذكية و قاعده يد و سوق المسلمين و . . . . . 2 - و پاره‌اى از اصول عمليه هم در موضوعات و هم در احكام جارى مىشوند همانند اصل برائت و احتياط و تخيير و استصحاب حال مقصود اصلى عالم اصولى روشن ساختن وضع شبهات حكميه و بيان اصول جارىشونده در اين سرى از شبهات است و امّا بحث از اصول جاريه در موضوعات و بيان حكم شبهه موضوعيه مقصود اصلى اصولى نيست و اگر احيانا در اصول بحث مىگردد يك بحث استطرادى است و سر مطلب آنست كه اصولى بحث مىكند از قواعدى كه نتيجه آنها در طريق استنباط حكم شرعى كلى واقع مىشود و امّا بحث از قواعد جزئيه و احكام خاصه در حيطهء وظيفه فقه و فقيه است و نه اصول و اصولى . نكته هفتم : اصول عمليه منحصر در چهار اصل معروف نيست بلكه اصول ديگرى هم وجود دارد كه از اصول عمليه خاصه بوده و مخصوص به بابى هستند همانند اصالة عدم التذكية و . . . . و لكن مجارى جميع اصول عمليه منحصر در چهار امر است و اين حصر هم يك حصر عقلى است و نه استقرائى يعنى حصرى است كه امرش دائر بين نفى و اثبات است و به صورت تقسيم ثنائى پيش مىرود و يقين داريم كه شق ديگرى متصور نيست بر خلاف استقرائى كه همواره ناقص بوده و امكان شق ديگر هم هست . بيان مطلب : بطور كلّى در موارد شك يا اينست كه شك ما داراى حالت سابقهء يقينى بود . و در مقام حكم هم شارع آن حالت سابقه را لحاظ كرده و اعتبار داده و به لحاظ آن حكم نموده است « اين قسم مجراى استصحاب است » و يا اينست كه شك ما ابتدائى است يعنى حالت سابقهء يقينى ندارد و يا اگر دارد شارع در مقام صدور حكم به آن توجهى نكرده [ همانند شك در مقتضى به عقيدهء مرحوم شيخ ره كما سياتى ] خود اين قسم از دو حال خارج