( بيان سوّم )
( الثالث ) :
وجه سوم از وجوه اجماع دو وجه قبل هم دائرهاش وسيعتر است و آن نه تنها اجماع علماء بلكه اجماع مسلمين و سيرهء مسلمين است بيان مطلب :
اگر به تاريخ هزار و پانصد سالهء گذشته اسلام برگرديم مىبينيم در طول تاريخ بناء عملى مسلمين بر اين بوده كه احكام شرعيه را از راويان موثق شنيده و بدان عمل مىكردند و به وسائط ثقه كه از قول امام براى آنها حديث نقل مىكردند اعتماد مىكردند و نيز در باب عمل به فتاواى مجتهد در عصر غيبت مىبينيم كه وقتى مسئلهگوى مورد وثوق فتواى مرجعشان را براى آنها نقل مىكرد بدان عمل مىكردند و توقف نمىكردند و نيز اگر زوج براى زوجه فتاواى مرجع تقليدش را نقل مىكرد زوجه توقف نمىكرد كه شايد فتوا اين نباشد بلكه با اعتماد به زوج به آن خبر ترتيب اثر مىداد و اين سيرهء مستمره از امورى است كه لا ريب فيه است البته قدر مسلّم آنست كه بايد اطمينان پيدا مىكردند سپس عمل مىكردند و الّا اعتناء نمىكردند جناب سيّد مرتضى در همين رابطه بر خويش اشكالى وارد كرده مبنى بر اينكه اگر كسى بگويد :
امّت اسلامى اجماع دارند بر اينكه اگر شخصى ديگرى را وكيل يا نائب خويش سازد در رابطه با خريدن كنيزى و يا عقد كردن زوجهاى سپس آن وكيل اين كار را انجام دهد و به موكل خويش خبر دهد كه فلان كنيز را خريده و ملك موكل شده و يا فلان زن را عقد كرده و زوجه موكل شده آيا تا به حال ديدهايد كه آن موكل ترديده نموده و توقف كند كه شايد چنين نباشد ؟
خير به خبر وكيل خود عمل مىكند يا مثلا اگر زنى به شوهرش خبر دهد كه