( بيان دوّم )
( الثانى )
وجه اول از وجوه اجماع عبارت بود از اجماع شيخ طوسى و اتباع او غير از سيد و اتباع وى كه محدود بود .
وجه دوّم از وجوه اجماع عبارتست از اجماع همهء علماء اعم از شيخ و سيد بر حجيت خبر واحد ظنى و آن اينكه : شرائط و موقعيتها فرق دارد بعضى از افراد همانند سيد و من تبع او خود را در شرائطى مىديدند كه باب العلم بر وى آنان مفتوح بوده و معظم احكام را از طريق علم مىتوانستند تحصيل كنند و لذا نيازى به خبر واحد ظنى پيدا ننموده و آن را حجت ندانستهاند .
و بعض ديگر همانند شيخ طوسى و اتباع وى خود را در شرائط انسداد باب علم مىديدند و معتقد بودند كه ما چارهاى نداريم از اينكه به خبرهاى موثق عمل كنيم چون خبر متواتر و نص قرآنى بسيار نادر است و قرائن قطعيه و اجماع هم كذلك لذا چارهاى از عمل بدان نيست حال اگر سيد و اتباع او هم خود را در شرائط انسداد مىديدند مىديديم كه آنها نيز به خبرهاى غير علمى عمل مىكنند و شاهد مطلب هم آنست كه خود سيّد طبق نقل صاحب معالم در بحث امر بفعل مشروط با علم آمر به انتفاء شرط تصريح نموده به اينكه :
اذا تعذر العلم قام الظن مقامه در نتيجه هر دو گروه قبول دارند كه خبر واحد عند الانسداد حجت است منتها شيخ و پيروانش اجماع منجّز دارند و سيد و اتباع او اجماع معلّق .
* * *