تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

( بيان دوّم )

( الثانى ) وجه اول از وجوه اجماع عبارت بود از اجماع شيخ طوسى و اتباع او غير از سيد و اتباع وى كه محدود بود . وجه دوّم از وجوه اجماع عبارتست از اجماع همهء علماء اعم از شيخ و سيد بر حجيت خبر واحد ظنى و آن اينكه : شرائط و موقعيتها فرق دارد بعضى از افراد همانند سيد و من تبع او خود را در شرائطى مىديدند كه باب العلم بر وى آنان مفتوح بوده و معظم احكام را از طريق علم مىتوانستند تحصيل كنند و لذا نيازى به خبر واحد ظنى پيدا ننموده و آن را حجت ندانسته‌اند . و بعض ديگر همانند شيخ طوسى و اتباع وى خود را در شرائط انسداد باب علم مىديدند و معتقد بودند كه ما چاره‌اى نداريم از اينكه به خبرهاى موثق عمل كنيم چون خبر متواتر و نص قرآنى بسيار نادر است و قرائن قطعيه و اجماع هم كذلك لذا چاره‌اى از عمل بدان نيست حال اگر سيد و اتباع او هم خود را در شرائط انسداد مىديدند مىديديم كه آنها نيز به خبرهاى غير علمى عمل مىكنند و شاهد مطلب هم آنست كه خود سيّد طبق نقل صاحب معالم در بحث امر بفعل مشروط با علم آمر به انتفاء شرط تصريح نموده به اينكه : اذا تعذر العلم قام الظن مقامه در نتيجه هر دو گروه قبول دارند كه خبر واحد عند الانسداد حجت است منتها شيخ و پيروانش اجماع منجّز دارند و سيد و اتباع او اجماع معلّق . * * *