تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
على جواز العمل به و . . . . . كه اين‌ها خود قرينه قطعيه بر ارزش يك خبر است نه اينكه منظور شيخ اين باشد كه به هر خبرى كه راوى آن امامى عدل باشد ما عمل مىكنيم دليل مطلب هم اينست كه اصحاب الائمه ( ع ) و بزرگان فرقهء ناجيه در عصرى به سر مىبردند كه از تحصيل علم متمكن بودند و قدرت داشتند كه در اصول و فروع به ائمه ( ع ) مراجعه نموده و تحصيل علم كنند با اين محاسبه چگونه روا است كه ما بپنداريم كه اصحاب بر خبرهاى واحد مجرّد قناعت كرده باشند ؟ حاشا و كلّا از اين نسبت نابجا حال اگر علّامه هم قضاوت جامع مىداشت همانا سخن ما و صاحب معالم را تأييد مىكرد . سپس فرموده : البته از جناب علّامه تعجب نيست زيرا كه ذهن ايشان و امثال ايشان با اصول فقه عامّه و اهل سنت انس و الفت داشته و از آنها متأثر شده و چنين سخنى را بيان داشته‌اند و الّا اگر كسى در كتب قدماء از اصحاب تتبع نموده و با احوالات آنان آشنا باشد يقين مىكند كه ما اخباريين در اعتقاداتمان تنها به خبرهاى متواتر و يا خبرهاى واحد مع القرائن القطعيه متكى هستيم و امّا خبر واحد مجرّد از قرينه به عقيدهء ما تنها موجب احتياط است نه فتوا ، قوله اقول : مرحوم شيخ انصارى ره مىفرمايد : سخنان مرحوم سيد صدر به اشكالات فراوانى مبتلا است اولين اشكال : اينكه شما همانند صاحب معالم مدّعى شديد كه كلام شيخ در عدّة الاصول دلالت مىكند بر اينكه او نيز به خبرهاى محفوف به قرائن عمل مىكند نه به خبرهاى مجرّد و اينكه شيخ با سيد مخالف نيست اين سخن همانند انكار بديهيات است زيرا مواضع متعددى از كتاب عدة الاصول كه برخى ذكر شد و برخى نياورديم تصريح دارند بر مخالفت شيخ با سيد . نكتهء قابل توجه اينست كه : شيخ نيز همانند سيد به اخبارى كه در كتب معروفه تدوين شده عامل است با اين تفاوت كه عند الشيخ اين روايات خبر
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 158 | على محمدى خراسانى