4 - انسانهائى كه جزء مخالفين ما بوده و وابسته به حكومت هم نيستند ولى با ما عناد داشته و خود را وقف عداوت با ما نمودهاند اينها چون پشتوانه طاغوتى ندارند و از طرفى از شيعيان ما وحشت دارند لذا مستقيما نمىتوانند جعل اكاذيب نموده و به ما نسبت دهند بلكه در سلك شيعيان ما درآمده و مدتى در جلسات درس و بحث ما شركت كرده و خود را به عنوان صحابى ما جا مىزنند و در دلهاى شيعه جا باز نموده سپس سخنان حق ما را با صد برابر اباطيل خود خلط نموده و به خورد مستضعفين فكرى شيعه يعنى عوام مىدهند سپس حضرت فرمود :
اولئك اضر على ضعفاء شيعتنا من جيش يزيد لعنه اللّه على الحسين بن على ( ع ) .
مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد : اين حديث شريف كه آثار و نشانههاى صدق و راستى از آن هويدا است [ در اثر جامعيت و شيوائى بيان و تفسير عميق آيه مذكور . . . ] .
ذيلا دلالت كرد بر اينكه قول راويانى كه متحرز از كذب باشند حجّت و مقبول است و لو امامى عدل نباشند البته فراز قبلى حديث كه فرمود : امّا من كان من الفقهاء دلالت دارد كه بايد عادل هم باشد و بلكه از عدالت هم بالاتر صيانت نفس كند حتى از شبهات ولى اولا اين فراز مربوط به فتوا و تقليد بود و ثانيا با ملاحظهء ذيل حديث كاملا روشن مىشود كه منظور ثقه بودن و تحرز از كذب است نه عدالت .
قوله : فافهم : شايد اشاره به يك اشكال و جواب باشد و آن اينكه : حديث مربوط به مقام فتوا است و ربطى به باب روايت ندارد تا قابل استدلال باشد ولى جوابش آنست كه اگرچه صدر حديث متناسب با مقام فتوا است ولى ذيل حديث به باب روايت مربوط مىشود .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣١