تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨

بطلان بيع فضولى در صورت تجدّد ملك

مسألة 10 : لو باع شيئاً فضولياً ثمّ ملكه - إمّا باختياره كالشراء ، أو بغيره كالإرث - فالبطلان بحيث لا تجدى الإجازة لا يخلو من قوّة . ترجمه : اگر چيزى را به‌طور فضولى بفروشد ، سپس - چه با اختيار خودش ، مانند خريدن ، چه بدون اختيارش ، مانند ارث - مالك آن شود ، بطلان آن به‌طورى كه اجازه فايده نداشته باشد خالى از قوّت نيست . شرح : اين مسأله در كلمات فقها با عنوان « من باع شيئاً ثمّ ملكه فأجازه » ذكر شده است و ظاهرش اين است كه خود بايع فضولى ، مالك متاع شود . مطلب مهم و مورد توجه در اين‌جا تجدّد ملك است ؛ يعنى پس از بيع فضولى و قبل از اجازهء آن از سوى مالك اوّلى . اساساً قبل از اطلاع او از اين بيع ، متاع از ملك وى به ديگرى منتقل شده و مالك جديد پيدا كرده است ، چه از راه خريدن - كه عملى اختيارى است - به ديگرى منتقل شده باشد ، چه از راه قهرىِ ارث ، مالك شده باشد و چه مالك جديد ، خودش يا فرد ديگرى بايع فضولى باشد ، ولى در كلام فقها در اين‌باره چند وجه ذكر كرده‌اند . حكم ساير صور نيز از حكم اين چند وجه دانسته مىشود ، صورى كه مطرح شده به قرار زير است : 1 . فضولى متاع ديگرى را براى خودش فروخت و سپس خودش مالك شد و اجازه‌كرد . 2 . فضولى متاعى را براى مالك اصلى فروخت سپس خودش مالك شد و اجازه كرد . 3 . يكى از دو فرض قبل با اين قيد كه بعد از مالك شدن اجازه نكرد . براى روشن شدن حكم صور مذكور بحث را با پرسشى مطرح مىكنيم : آيا به مجرّد اين‌كه فضولى ، خودش مالك شد معاملهء فضولى صحيح و لازم مىشود و حتى نياز به