تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
اگر متمكن از توريه نباشد حرمت و ساير احكام رفع مىشود بلكه به قوله مطلق فرموده است : كارى كه بر آن مكره شده‌ايد از شما برداشته شده است ؛ خواه عاجز از توريه باشيد ، خواه عاجز نباشد . ج ) اطلاقات روايات طلاق و عتق مكره ؛ « 1 » اين روايات هم مثل حديث رفع قيدى ندارند و فرض تمكن از توريه را نيز شامل مىشوند . گفتنى است بر اين حالت هم اكراه صدق مىكند . د ) اطلاقات اكراه بر قَسَم دروغ « 2 » نيز فرض تمكن از توريه را شامل مىشود . ه - ) داستان عمار ياسر هم گواه ديگرى است بر عدم وجوب توريه و صدق اكراه با تمكن از توريه . زيرا وقتى او را مكره كردند و او به زبان اظهار برائت نمود اصحاب گفتند يا رسول‌اللّه عمار كافر شد . حضرت فرمود : هرگز ! عمار سرتا پا مالامال از ايمان است و ايمان با گوشت و خون او درآميخته است ؛ در اين ميان عمار در حالى كه گريه مىكرد وارد شد . رسول‌خدا ( ص ) اشك چشمان او را پاك كرد و فرمود : « مالك ؟ أن عادوا لك فعدهم بما قلت » يعنى تو را چه شده است ؟ اگر آنان دوباره هم خواستند تبرى كنى مُجازى و مىتوانى اين كار را بكنى . « 3 » حضرت نفرمود كه توريه كن ، در حالى كه اگر توريه واجب بود و با تمكن از آن ، مكره نبود حتماً رسول رحمت و پيامبر شفيق و رئوف و رحيم او را متنبه مىكرد كه توريه كن . و ) از نظر عرف قدرت بر توريه ، كلام را از اكراهى بودن خارج نمىكند ؛ بنابراين صدق عرفى محرز است و مناط هم صدق عرفى است . ز ) روايت عبدالله بن سنان از امام صادق ( ع ) : قال أبوعبدالله ( ع ) : « لا يمين في غضب ولا في قطيعة رحم ولا في جبر ولا في
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 22 ، ص 86 . ( 2 ) . الكافى ، ج 7 ، ص 463 ، ح 17 . ( 3 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 16 ، ص 225 ، ح 2 . .