الشروط » شرط را به مطلق الزام و التزام تفسير كرده است . « 1 » مختار ما هم همين است و قبلًا با ذكر شواهد و مدارك در مبحث صحت معاطات توضيح داديم و استدلال بر لزوم مطلق معاهدات و معاملات بر همين اساس است .
ج ) وفا به شرط به اين است كه طبق آن عمل كند و مخالفت و ترك نكند و وفا را به آخر برساند زيرا كسى كه مدتى به شرط و قرارش پايبند باشد و بعداً آن را نقض كند در واقع اصلًا وفا نكرده است ، نه اينكه تا به حال وفا كرده و از حالا به بعد وفا نمىكند .
د ) حديث نبوى جملهء خبريه است ولى به داعى انشا صادر شده و دلالت آن بر وجوب وفا قوىتر از دلالت فعل امر بر وجوب است . مبناى اين نكته در علم اصول تبيين شده است .
ه ) حديث نبوى ، يا بهطور مستقيم بر وجوب وضعى دلالت دارد و مفادش اين است كه نقض التزام و قرارداد ، باطل است و قابل نقض نيست و فسخ يكجانبه بىاثر است ؛ بنابراين لزوم قراردادهاى معاملى از آن فهميده مىشود ؛ و يا بر وجوب تكليفى وجوب وفا و حرمت نقض دلالت دارد كه باز هم براى استفادهء لزوم كفايت مىكند ، زيرا حرمت نقض آن وجهى ندارد مگر لزوم قرارداد و معامله ، و اگر لازم نبود فسخ و نقض آن حرام نمىشد و چنين نيست كه حرمت نقض يك حكم تعبدى محض باشد ، بلكه به مناط لزوم است و كاشف از آن مىباشد .
با اين چند نكته دلالت حديث بر لزوم پرواضح است و مقدار دلالت آن هم لزوم مطلق قراردادها و معاهدات است ، از جمله لزوم مطلق بيع و لزوم خصوص معاطات نيز استفاده مىشود . و خلاصه اينكه آنچه در آيهء
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
قبلًا ذكر شد در حديث « المؤمنون عند شروطهم » نيز ذكر مىشود و از نظر دلالت بر لزوم مطلق عقود و عهود و قراردادها مثل هم هستند و بلكه دلالت روايت بر وجوب وفا و حرمت نقض قوىتر
هامش
( 1 ) . همان ، ج 6 ، ص 11 و 12 . .