مرجوحيت ، جهل و غبن فروشنده باشد بلكه شايد كراهت تلقى براى اين باشد كه اگر شخصى كل متاع را خريدارى كند با تخفيف كمترى در اختيار مردم بگذارد ، يا اصلًا آن را احتكار كند و سبب گرانى كاذب گردد ، در صورتى كه خود كاروان ارزانتر مىدهد و در كوچه و بازار متاعش را عرضه مىكند . شايد تعبير « المسلمون يرزق الله بعضهم من بعض » « 1 » هم اشاره به اين جهت باشد . به هر حال دليلى بر اشتراط جهل نيست .
2 . وجه كراهت تلقّى ركبان
آيا نفس تلقى ركبان كراهت دارد - ولو معامله و تجارتى محقق نشود - يا در فرض تجارت و معامله كراهت مىآيد ؟ جواب روشن است و متفاهم عرفى از روايات باب « 2 » اين است كه تجارت كذائى مكروه است ، نه مجرد استقبال بدون تجارت . اين مطلب را امام راحل در كتاب بيع خود تصريح فرموده است :
المتفاهم من رواية الحناط عن المنهال أيضاً هو أنّ المكروه التجارة عن تلق لا نفس الاستقبال ولو به قصد التجارة إن لم يتجر ، بل المتفاهم عرفاً من جميع الروايات ذلك . « 3 »
3 . حكم وضعى تجارت مذكور
بنابر عدم حرمت تلقى ركبان قطعاً معامله صحيح است ولو مكروه باشد ، ولى بنابر حرمت آن ، محل بحث است : اگر نواهى مذكور در روايات ارشاد به فساد و بطلان باشد تكليف روشن است ، ولى قطعاً چنين نيست و هيچكس فتوى به آن نداده است ، بنابراين ، نهى مولوى است ؛ به همين روى ، فتواى جمهور فقهاى اماميه اصل معامله صحيح است زيرا نهى به عنوان « تلقى ركبان » تعلق گرفته و آن غير از عنوان بيع و معامله است و حتى ملازمه هم ندارند و ميان آن دو ، عموم من وجه است و چنين نهىاى موجب فساد و بطلان نيست ؛ تنها از ابن جنيد اسكافى قول به بطلان نقل شده
هامش
( 1 ) . مسالك الافهام ، ج 3 ، ص 190 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 443 - 444 .
( 3 ) . كتاب البيع ، ج 3 ، ص 597 .