اگر به قصد چهار فرسخ و يا بيشتر خارج شد ولى در كمتر از چهار فرسخ با كاروان برخورد كرد و معامله نمود اشكالى ندارد و تلقى ركبان مصطلح نيست . اين مفهوم ، مخالف شرط مزبور است .
اگر قصدش مسافرت بيش از چهار فرسخ است ولى با اين نيت حركت مىكند كه در كمتر از چهار فرسخ معامله كند اين تلقى محسوب مىشود و مرجوحيت دارد ، زيرا در صدق عنوان تلقى ، قصد تجارت در كمتر از چهار فرسخ معتبر است ، خواه قصد ديگرى هم باشد يا نباشد كه قادح نيست .
اگر به قصد ملاقات يك كاروان حركت كند ولى در كمتر از چهار فرسخ با كاروان ديگر ملاقات و معامله كند ، يا با همان كاروان ملاقات كند ولى معامله را ترك كند و به سراغ كاروان ديگر برود ، عنوان تلقى ركبان صدق مىكند ؛ زيرا قصد دارد . حكم آن نيز جارى است .
اگر در رأس چهار فرسخ يا مازاد معامله كند ولى كالا را در محدودهء كمتر از چهار فرسخ تحويل گيرد تلقى ركبان مصطلح نيست و كراهت ندارد ؛ زيرا مهم اصل تجارت و معامله است نه تسليم و تسلّم مال التجاره .
اگر به استقبال آنها برود ولى با آنان معامله نكند تا وارد شهر شوند ، و صرفاً به قصد اظهار محبت و دوستى به استقبال برود تا محبت آنها را جلب كند و وقتى وارد شهر شدند با او معامله كنند ، مانعى ندارد .
ج ) مسماى خروج از بلد به قصد مذكور محقق شود : بنابراين اگر در اوّل شهر ( دروازهء شهر ) با كاروان ملاقات كند و معامله نمايد ، كراهت يا حرمت ندارد ؛ زيرا عنوان تلقى ركبان و به استقبال آنها رفتن صدق نمىكند . آرى اگر قسمتى از كاروان به شهر رسيده باشد ولى قسمتى هنوز به شهر نرسيده باشد و شخص به استقبال اين بخش برود و در بيرون شهر معامله كند تلقى صدق مىكند .
د ) جهل قافله به قيمت بازار : اگر قافله جاهل باشد تلقى مذكور كراهت دارد و اگر عالم باشد مرجوحيتى ندارد . ولى اين شرط معتبر نيست ، زيرا دليلى بر اعتبار آن وجود ندارد ، بنابراين اگر عالم هم باشد تلقى ركبان كراهت دارد ، زيرا معلوم نيست فلسفهء
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 435
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٣٥