3 . قسم خوردن براى خريد و فروش : در دو روايت قبل به آن اشاره شد . امّا در روايت ابراهيم بن عبدالحميد از امام هفتم ( ع ) هم مىخوانيم :
« ثلاثة لاينظر الله إليهم يوم القيامة : أحدهم رجل اتخذ الله بضاعة لا يشترى الا بيمين ولا يبيع إلّا بيمين » . « 1 »
4 . فروش در محلى كه عيب مخفى مىماند « 2 » : در دو روايت اوّل و دوم به آن اشاره شده است . در روايت اوّل با تعبير
« وكتمان العيب »
و در روايت دوم با عبارت « ولا يدلس » . افزون بر اين ، هشام بن حكم مىگويد :
كنت أبيع السابري في الظلال فمرّ بي الكاظم ( ع ) فقال : « يا هشام ! إنّ البيع في الظلال غشّ والغشّ لا يحلّ » . « 3 »
بعيد نيست كه قرار دادن ميوههاى خوب در بالاى جعبه و ميوههاى پست و نارس و خراب در پايين آن از اين قبيل باشد . رسول خدا ( ص ) به كسى كه اين كار را كرده بود ، فرمود :
« ما أراك ألّا قد جمعتَ خيانة و غشّاً للمسلمين » . « 4 »
5 . سود گرفتن از مؤمن : مستند آن روايتى از حضرت صادق ( ع ) است :
« ربح المؤمن على المؤمن رباً إلّا أن يشتري بأكثر من مائة درهم فأربح عليه قوت يومك ، أو يشتريه للتجارة فأربحوا عليهم ، وأرفقوا بهم » . « 5 »
ضمناً سه مورد در متن مسأله استثنا شده است كه به دو مورد آن در اين روايت تصريح شده است : يكى خريد براى تجارت و ديگرى خريد بيش از صد درهم ، مورد سوم در روايت ديگرى از امام صادق ( ع ) نقل شده است كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 419 ، ح 2 .
( 2 ) . مثلًا در تاريكى يا در روشنائى زياد كه نور چراغهاى قوى ، جنس را بيشتر از آنچه هست زيبا و براق نشان مىدهد .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 466 ، ح 1 .
( 4 ) . همان ، ص 282 ، ح 8 .
( 5 ) . همان ، ص 396 ، ح 1 .