ترجمه : براى تجارت و اكتساب آداب مستحب و مكروهى وجود دارد . مهمترين آداب مستحب به قرار زير است : [ 1 . ] اجمال و اقتصاد داشتن ( ميانهروى ) در طلب مال ، به طورى كه نه كوتاهى كند و نه حريص باشد ( افراط و تفريط نداشته باشد ) ؛ [ 2 . ] اگر طرف معامله در خريد و فروش پشيمان شد و درخواست اقاله كرد ، قبول كند ؛ [ 3 . ] در قيمت ، ميان خريداران به طور مساوى عمل كند ، و ميان كسى كه چانه مىزند و غير او فرق نگذارد كه قيمت را براى اوّلى ( چانه زن ) كم و براى دومى زياد كند . آرى اگر به سبب فضيلت و ديانت و مانند آن ( علم و ارزش ) فرق بگذارد مانعى ندارد ؛ [ 4 . ] جنس را براى خود كمتر بگيرد و [ به ديگران ] بيشتر بدهد . آداب مكروه چند چيز « 1 » است : فروشنده كالاى خود را تعريف كند ؛ خريدار ، آنچه را خريدارى مىكند ، مذمّت كند ؛ سوگند راست بر خريد و فروش خوردن ؛ فروش كالا در جايى كه عيب در آنجا مخفى مىماند واقع شود ؛ از مؤمن سود گرفته شود ، مگر در صورتى كه ضرورت باشد ، يا خريد براى تجارت باشد ، يا كالايى را كه او مىخرد بيشتر از صد درهم باشد ، كه اگر قوت روزش را از او سود ببرد مكروه نيست ؛ از كسى كه وعدهء احسان به او داده است سود ببرد ، مگر در صورت ضرورت ؛ عرضه كردن كالا هنگام بين الطلوعين ؛ پيش از همه وارد بازار شدن و پس از همه بيرون رفتن ؛ معامله كردن با فرومايگان كه نسبت به آنچه مىگويند و آنچه دربارهء آنها گفته مىشود باكى ندارند ؛ عهدهدار شدن پيمانه يا وزن كردن يا شمردن يا مساحت نمودن ، در صورتى كه از انجام آن به خوبى برنيايد ؛ پس از عقد خواهان پايين آوردن قيمت شدن . داخل شدن در معامله مؤمن كه بنا بر اظهر مكروه است و گفته شده كه حرام است . در جايى كه كالا به مزايده گذاشته شده است اگر بيشتر از ديگرى بدهد مكروه نيست . يكى از آداب مكروه تجارت عبارت است از به استقبال سوارهها و قافلهها رفتن و خريدن يا فروختن جنس به آنها پيش از رسيدن به شهر . گفته شده است كه اين عمل حرام است ، ولى خريد و فروش صحيح
هامش
( 1 ) . مجموعاً سيزده امر در مسأله ذكر شده است كه فعلًا دوازده مورد را بيان مىكنيم . مورد سيزدهم بعداً بررسى خواهد شد .