و در روايت چهارم فرموده است :
« ولا قصّاباً . . . وأمّا القصّاب فإنّه يذبح حتي تذهب الرحمة من قلبه » . « 1 »
حكمت نهى ، قساوت قلب و خروج رحمت و مهربانى از دل قصّاب و سلاخ است . در روايتى آمده است :
« والقاسى القلب منّى بعيد » . « 2 »
رحمت و شفقت و مهربانى دل از صفات خوب و كمال است و قساوت قلب ، صفت نقص و رذيله است و شرط كمال اين است كه آدمى قسّى القلب نباشد ، و اين با كراهت مناسب است نه با حرمت . گفتنى است اگر اين كار ، صنعت و شغل انسان باشد كراهت دارد ، و گرنه هر انسانى در طول عمر يك يا چند بار به مناسبت ، شترى را نحر مىكند ، گاو يا گوسفندى را سر مىبرد كه كراهت ندارد در روايات هم روى جزّار و قصّاب تكيه شده است كه مبالغه و دالّ بر كثرت است و علامت شغل بودن است .
6 . بافندگى
بافندگى نيز از شغلهاى مكروه است و مستند آن روايت ابو اسماعيل صيقل رازى از امام صادق ( ع ) است :
دخلت على أبى عبدالله ( ع ) ومعى ثوبان ، فقال لى :
« يا أبا إسماعيل يجيئني من قبلكم أثواب كثيرة ، وليس يجيئني مثل هذين الثوبين » ،
فقلت : جعلت فداك تغزلهما امّ إسماعيل و أنسجهما أنا فقال لى : « حائك ؟ » قلت : نعم ، فقال :
« لا تكن حائكاً . . . » . « 3 »
محل شاهد : حضرت از حياكت و حائك بودن نهى كرده است ، ولى چون خبر ضعيف است بر كراهت حمل شده است . البته در اينجا دو عنوان وجود دارد يكى « حياكت » است و ديگرى « نساجت » . در برخى از تعابير واژهء « حياكت » آمده است و تعبير امام راحل در متن تحرير همين است ، در برخى ديگر از تعابير واژهء « نساجت »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 137 ، ح 4 .
( 2 ) . همان ، ج 16 ، ص 45 ، ح 3 .
( 3 ) . همان ، ج 17 ، ص 140 ، ح 1 .