ب ) روايت ابراهيم بن عبدالحميد از امام هفتم ( ع ) :
حضرت فرمود : . . . لا تسلّمه سبّاء . راوى پرسيد : سبّاء چيست ؟ حضرت فرمود :
« الذي يبيع الأكفان ويتمنّي موت امّتي وللمولود من امّتي أحبّ إليّ ممّا طلعت عليه الشمس » . « 1 »
البته هر دو روايت از نظر سند ضعيف است ، ضعف روايت اوّل قبلًا در بيع صرف ذكر شد ، و در روايت دوم هم عبدالله دهقان در سند آمده است كه مجهول الحال است ؛ ولى بر مسلك مشهور كه قائل به تسامح در ادلّهء سنن و مكروهات هستند به درد كراهت مىخورد .
از نظر شهيد ثانى اين معامله حرام است ، زيرا منجر به امر حرام مىشود ، يعنى آرزوى مرگ انسانها .
در پاسخ اين سخن گفتنى است مقدمهء حرام حرمت ندارد . مجرد تمنى و دوست داشتن قلبى نشانهء خبث باطن و گرفتارى به رذيلهء اخلاقى است كه از نظر فقهى و تكليفى حرام نيست يا اگر هم موجب عقاب باشد بخشيده شده است و بر نيت بد ، كيفر لازم نمىشود .
ديگر اينكه از تعبير « بياع » و « سبّاء » كه صيغهء مبالغه است و بر كثرت دلالت دارد و نيز از تعبير « يبيع » و غيره كه مضارع است و ظهور در استمرار دارد ، استفاده مىكنيم كه شغل قرار دادن كفن فروشى كراهت دارد ، ولى پارچه فروشى كه در كنار انواع پارچهها ، پارچهء كفنى بفروشد كراهتى ندارد .
3 . طعامفروشى
طعام فروشى نيز كراهت دارد . دليل آن روايات باب بيست و يكم از ابواب « ما يكتسب به » است . در فرازى از روايت اوّل آمده است :
« ولا تسلّمه بياع طعام فإنّه لا يسلم من الاحتكار » . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 137 ، ح 4 .
( 2 ) . همان ، ص 136 ، ح 1 .