تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
آمده است . و در برخى تعابير هر دو آمده است . آيا اين دو واژه مترادف‌اند و مثل « انسان و بشر » يا « هرّه و قطّه » هستند يا نساجت اعم مطلق از حياكت است ، يعنى هم بر بافتنى جامه‌هاى رقيق اطلاق مىشود و هم بر ضخيم ولى حياكت مخصوص بافتن جامه‌هاى ضخيم است ؟ يا مباين هستند ، يعنى نساجت مخصوص بافتن جامهء رقيق و نازك است و حياكت مخصوص جامهء ضخيم ؟ از كلمات اهل لغت و فقه ، احتمال اوّل استفاده مىشود ، يعنى مترادف هستند . از روايت مذكور هم همين استفاده مىشود ؛ زيرا راوى گفت « وأنسجهما أنا » يعنى من نخ‌هاى رشته شده را مىبافم ، و از كلمهء نساجت استفاده كرد و حضرت فرمود : تو حائكى ؟ او گفت : آرى ، فرمود : حائك نباش ، و لفظ حياكت را به كار برد . يعنى فرقى ميان دو تعبير نيست . البته در روايتى حائك بر بافندهء كلمات كذب و افترا به خدا و رسول به كار رفته است « 1 » ولى ربطى به ساير روايات ندارد و قرينه نمىشود كه از روايت ابو اسماعيل هم حياكت سخن اراده شود . بنابراين حياكت و نساجت از شغل‌هاى مكروه است و فلسفهء كراهت ، پستى شغل است كه در كلمات بزرگان اشاره شده است . 7 . حجامت‌گرى حجامت كردن ديگران نيز مكروه است . در اين باره روايات مختلف است ، در برخى از آنها به طور مطلق از اين كار نهى شده و آمده است اگر شتر آبكشى دارد ، پول حجامت را صرف علف او كن و خودت استفاده نكن ، مثل صحيحهء حلبى از امام صادق ( ع ) : إنّ رجلًا سأل رسول الله ( ص ) عن كسب الحجام ، فقال : « لك ناضح ؟ » فقال : نعم ، فقال : « أعلفه إيّاه ولا تأكله » . « 2 » و در برخى روايات مقيد شده است به صورت اشتراط ، يعنى در صورتى كه
هامش
( 1 ) . همان ، ح 2 . ( 2 ) . همان ، ص 104 ، ح 2 .