و در فرازى از روايت چهارم فرموده است :
« ولا حنّاطاً وأمّا الحنّاط فإنّه يحتكر الطعام على امّتي ، ولئن يلقي الله العبدُ سارقاً أحبّ إليّ من أنْ يلقاه قد احتكر الطعام أربعين يوماً » . « 1 »
و در روايت ششم فرموده است :
« مَن باع الطعام نزعت منه الرّحمة » . « 2 »
در روايت چهارم كلمهء « حنّاط » ( گندم فروش ) ذكر شده است ولى در ادامهء همان حديث و در دو حديث ديگر ، كلمهء « طعام » ذكر شده است كه اعم از گندم است . به هر حال اين روايات بر كراهت حرفهء طعام فروشى دلالت دارند و در دو روايت نخست روى احتكار تكيه شده است كه چون اغذيه فروش از احتكار سالم نمىماند كراهت دارد ؛ البته اينها حكمت حكم است ، امّا اصل بيع طعام ، به قول مطلق كراهت دارد .
4 . بردهفروشى
روايت اوّل و چهارم باب بيست و يكم از ابواب « ما يكتسب به » معصوم ( ع ) ، فروشندهء انسان ( انسان مملوك ) را بدترين مردم دانسته و فرموده است : « شرّ الناس مَن باع الناس » يعنى « أقلّهم خيراً و بركة » . يعنى چنين كسى خير نمىبيند و در كسب او بركت نخواهد بود . ضمناً حتى اگر روايات اين مورد ، صحيح و معتبر بود و بر حرمت دلالت مىكرد ، امّا روايت پنجم باب كه سندش خوب است ( حسنهء نضر بن سويد ) صريحاً بر نفى بأس ( اشكال ) دلالت دارد و قرينه مىشد بر تصرف در ظاهر نهى و حمل آن بر كراهت .
5 . سلاخى و قصابى
اين دو شغل نيز از شغلهاى مكروه است . دليل آن ، روايت اوّل و چهارم باب بيست و يكم است . امام ( ع ) در روايت اوّل فرموده است :
« ولا تسلّمه جزّاراً فإنّ الجزّار تسلب منه الرحمة » . « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 137 ، ح 4 .
( 2 ) . همان ، ص 138 ، ح 6 .
( 3 ) . همان ، ص 136 ، ح 1 .