تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مىكند ، يعنى فلانى عمداً اين كار را كرده است ، خواه به قصد فريب دادن كسى باشد يا بدون آن ؛ مثلًا مقدارى آب داخل شير مىكند تا بنوشد . آرى وقتى به مفعول ذى شعور هم نسبت داده مىشود و مىگوييم : « غشّ زيدٌ بكراً » اينجا به معناى خدعه و مكر و خيانت است و در كلمات اهل لغت هم آمده بود كه « غشّ فلاناً أي لم ينصحه ، لم يمحضه النصح ، أظهر له خلاف ما أضمره ، زيّن له غير المصلحة ، خدع ه » ، و در فارسى به گول زدن و فريب دادن تعبير مىشود . در اصطلاح فقها و روايات نيز به همين معناى عرفى و لغوى استعمال شده است و داراى حقيقت شرعيه يا متشرعه نيست . ضمناً كلمهء غشّ ، به فتح غين ، مصدر باب غشّ و به كسر آن اسم مصدر است كه حاصل و نتيجه مصدر است و در مصدر اسناد آن به فاعل ، مدّ نظر است يعنى مخلوط كردن ، خالص نكردن متاع از آنچه مورد اعراض طرف است . و اسم مصدر به معناى خالص نبودن و مشوب بودن متاع است كه حاصل كار شخصِ غاشّ و خائن و خادع است . در عنوان بحث ، غشّ به فتحْ صحيح است زيرا متعلق حرمت بايد فعل اختيارى مكلّف باشد و آن غشّ به معناى مصدرى است . قبلًا هم در تصوير و مانند آن به صورت مصدر آمده بود . بنابراين ضبط آن به كسر غين در شرح لمعه « 1 » قابل مناقشه است . غشّ گاهى نيز در كلام و نصيحت است ، يعنى در مقام مشورت ، طرف را فريب مىدهد ، و گاهى در غير كلام است ، گاهى هم در معامله است كه مورد بحث ما همين است ، ولى غشّ مخصوص آن نيست . در معامله هم گاهى طرفين ( غاشّ و فريب‌دهنده با مغشوش عليه و فريب خورده ) هر دو علم به واقع دارند و مىدانند كه متاع مغشوش است ، گاهى هر دو جاهل به آن هستند و گاهى غاشّ جاهل است و مغشوش عليه از واقع با خبر است و گاهى به عكس آن است . نظريه مرحوم آيت الله خوئي : به نظر ايشان تنها در قسم اخير ، غشّ در معامله صدق
هامش
( 1 ) . اللمعهء الدمشقيه ، ج 3 ، ص 216 .
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 339 | على محمدى خراسانى