ساحر أوكاهن أو كذّاب يصدّقه فيما يقول ، فقد كفر بما أنزل الله من كتاب » . « 1 »
البته حديث بالمطابقه راجع به حرمت رجوع ديگران به كاهن است ، ولى بالملازمه بر حرمت خود كهانت و سحر و كذب دلالت دارد ، زيرا اگر خود اين عملها حرمت نداشت رجوع به آنها در حدّ كفر عملى نبود .
و نيز روايت نصر بن قابوس از امام صادق ( ع ) :
« المنجّم ملعونٌ ، والكاهن ملعونٌ والساحر ملعونٌ » . « 2 »
البته سند آن به سبب حسن بن على كوفى و اسحاق بن ابراهيم ، ضعيف است . و از جمله كلام امير مؤمنان در نهج البلاغه :
« أيّها الناس إيّاكم و تعلّم النجوم إلا ما يهتدي به في برّ أو بحر فإنّها تدعوا إلى الكهانة والمنجّم كالكاهن والكاهن كالساحر ، والساحر كالكافر ، والكافر في النار . . . » . « 3 »
3 . حكم مراجعه به كاهن
همانطور كه خود كهانت حرام است ، رجوع ديگران به كاهن و تصديق او ( عمل به گفتهء او ، ترتيب اثر دادن به قول او و استناد به قول او در اثبات يا نفى چيزى ) حرمت دارد ، و دليل آن علاوه بر عمومات نهى از افترا بر خداوند ، و عمومات حرمت عمل به ظن ، خصوص دو روايت صحيحهء ابى بصير و ابن ادريس است كه ذكر شد و عبارت « تكهّن له » در روايت اوّل بر همين مطلب دلالت دارد . روايت دوم هم مستقيماً و بالمطابقه بر حرمت رجوع به كاهن دلالت دارد .
4 . خبر دادن از غائبات
خبر دادن از غائبات گاهى بر اساس ولايت و عبوديت و پيدا كردن چشم برزخى و غيبى است كه شرعاً اشكال ندارد و در روايات متعدد از جمله حديثى از رسول
هامش
( 1 ) . همان ، ص 150 ، ح 3 .
( 2 ) . همان ، ص 143 ، ح 7 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 79 .