تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
امام راحل نيز در متن ، كهانت را به خبر دادن از حوادث آينده تعريف كرده است . و در روايت احتجاج طبرسى از امام صادق ( ع ) كاهن بر هر دو قسم اطلاق شده است چه آنكه از حوادث آينده خبر مىدهد و چه آنكه از حوادث گذشته خبر مىدهد ؛ با اين ويژگى كه پس از بعثت پيامبر اسلام ( ص ) راه‌هاى نفوذ به آسمان‌ها به سوى جن بسته شده است و نمىتوانند استراق سمع كنند و از حوادث آينده آگاه شوند تا به كاهن بگويند ، ولى خبرهاى زمينى و مربوط به گذشته را از گوشه و كنار جهان به سرعت مىگيرند و به كاهن خبر مىدهند ، مثلًا فلانى دزدى كرد ، فلانى آدم كشت و . . . . « 1 » قدر متيقّن در تعابير فقها و اهل لغت اين است كه كهانت مثل سحر و نزديك به آن است و اين از تعريف شهيد ثانى و از سخن مجمع البحرين و از برخى روايات استفاده مىشود ؛ بنابراين محرز نيست كه كهانت يكى از اقسام سحر باشد ، ولى از نظر حكمى طبق رواياتى كه خواهد آمد ملحق به سحر است .

2 . حكم شرعى كهانت

كهانت قطعاً حرام است و مستند آن افزون بر ادعاى اجماع كه در كلام جمعى از فقها از جمله شيخ اعظم در مكاسب « 2 » روايات متعددى است كه در مسأله وارده شده است از جمله : روايت شيخ صدوق در خصال به سند صحيح از ابى بصير از امام صادق ( ع ) : « من تكهّن أو تكهّن له فقد برئ من دين محمد ( ص ) . . . » . « 3 » دلالت حديث بر حرمت كهانت و حرمت رجوع به كاهن واضح است . همچنين صحيحهء ابن ادريس در مستطرف السرائر به نقل از كتاب مشيخة حسن بن محبوب از هيثم از امام صادق ( ع ) : قلت لأبي عبدالله ( ع ) : إنّ عندنا بالجزيرة رجلًا ربّما أخبر من يأتيه يسأله عن الشيء يسرق ، أو شبه ذلك ، فتسأله ؟ فقال : « قال رسول الله ( ص ) : من مشى إلى
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 81 . ( 2 ) . المكاسب ، ج 2 ، ص 37 . ( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 149 ، ح 2 .