ومحاريق وخفّة » . « 1 » اين روايت در بيان انواع سحر است و شعبده را نوعى از آن دانسته است ؛ پس ادلّهء حرمت سحر در آن مىآيد .
ولى سند روايت ضعيف است و ادعاى اينكه اجماع منقول ضعف سند را جبران مىكند « 2 » قابل قبول نيست ، زيرا خود اجماع منقول حجت نيست و انضمام يك لاحجت به يك لاحجت ديگر نتيجهاش حجيت نيست و مثل انضمام چند صفر به يكديگر است كه حاصل آن ، عدد نيست بلكه چند صفر است .
4 . طبق تعريف فاضل مقداد و مجلسى بر شعبده ، سحر اطلاق مىشود ، پس احكام سحر ( حرمت ) را دارد .
اين دليل هم فايدهاى ندارد زيرا طبق بعضى از تعاريف ديگر ، بر شعبده ، سحر اطلاق نمىشود ، پس دخول آن در موضوع سحر يا الحاق حكمى آن به سحر ثابت و محرز نيست . در نتيجه شك در حرمت است و جاى اصل اباحه و جواز است ، ولى در عين حال چون مشهور فقها به حرمت آن فتوى دادهاند و بلكه - غير واحدى - ادعاى اجماع كردهاند ، ما مخالفت كلى نمىكنيم و در مسأله احتياطى هستيم و مىگوييم : الأحوط الاجتناب . در هر حال خود شعبدهبازى ، وجوب اجتناب و حرمت ارتكاب دارد على المشهور ؛ ولى تماشاى آن دليلى بر حرمتش نيست و چه بسا نوعى تفريح و سرگرمى است ، اگر چه بهتر است مكلف تماشا نكند . شايان ذكر است اگر شعبده همراه با حرام ديگرى باشد از اين جهت محكوم به حرمت است .
نظريه امام خمينى ( رحمه الله )
از نظر امام راحل مثل مشهور فقها ، شعبده بازى حرام است و حكماً ملحق به سحر است و يا از اقسام سحر است و طبعاً خود عمل تردستى و تعليم و تعلّم آن حرام است . اكتساب و اخذ اجرت بر آن نيز حرمت دارد . مستند حضرت امام همان اجماعات و شهرت محصّله است كه شهرت قدمائى در نظر ايشان حجت است .
هامش
( 1 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 82 .
( 2 ) . المكاسب ، ج 1 ، ص 274 .