لذا جاى استناد به عمومات حسن ذاتى و رجحان و فضيلت شرعى تعلّم و علم است و اصل تعلّم آن به قصد علم به اين رشته مانعى ندارد ، مشروط بر اينكه همراه با كلمات حرام و خلاف شرع نباشد . در عين حال بسيارى از يادگيرندگان در مسير غلط استفاده مىكنند و بدون قصد باطل و اضرار هم احتياط در ترك تعلّم آن است ، مخصوصاً كه آيه در مقام مذمّت فرموده است :
وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ
و روى ضرر تنها تكيه نكرده بلكه « عدم نفع » هم اضافه كرده است كه ياد مىگيرند آنچه را ضرر دارد و نفعى به حال آنها ندارد . ممكن است از اين تعبير استفاده كنيم كه تنها فرضى كه تعلّم آن نفعى به حال خود متعلم يا ديگران دارد بلامانع است و اگر نافع نيست ، خواه مضر باشد يا نه ، اشكال دارد ؛ به هر حال احوط ، ترك تعلّم علم سحر است .
3 . حرمت تعليم سحر
آنچه در باب تعلّم و يادگيرى ذكر شد در مورد تعليم و آموزش دادن نيز مطرح است و بحث جدايى ندارد .
4 . حرمت تكسب با سحر
از نظر تكليفى ، علت حرمت روشن است ، زيرا مشمول آيهء « نهى از اكل مال به باطل » است . از نظر وضعى هم معامله فاسد و باطل است ، زيرا سحر عملى است حرام و از نظر شرعى ماليت ندارد و شرط قطعى صحت معامله ماليت داشتن است . و وقتى معامله باطل شد ، گرفتن اجرت و تصرف در آن هم حرام است ، زيرا تصرف در مال ، بدون رضايت مالك آن است ، زيرا رضايت او مقيد به فرض معامله بود نه تصرف مجانى . معامله را هم شارع اجازه نداده است : « فما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد » . بنابراين اكتساب و اخذ اجرت از طريق سحر و تعليم آن به ديگران و تعلّم آن تكليفاً حرام و وضعاً فاسد است .
احضار و تسخير جنّ و روح
بخش دومِ مسألهء شانزدهم ، دربارهء استخدام ، تسخير و احضار است . انسان با برخى وردهايى كه مىخواند و مىدمد و قسمها و عزائمى كه بر زبان جارى مىكند فرشته را