البته در تعريف سحر ، گروهى از فقها از جمله مرحوم امام تعبير به مؤثر بودن در بدن يا عقل يا قلب را آوردهاند . اگر مرادشان از تأثير ، خصوص تأثير منفى و اضرار باشد بايد اين عده نيز از گروه دوم و طرفدار قول دوم محسوب شوند ؛ ولى تأثير ، اعم است از منفى و مثبت ، مخصوصاً با نتايجى كه امام راحل متفرع ساخته است كه موجب خواب ، دوستى ، اغما و مانند آن است ؛ اينها گاهى مضر است و گاهى به نفع شخص مسحور است كه با تلقين يا سحر و جادو و يا ذكر و دعا بيهوش شود تا درد جانكاه بيمار مداوا گردد ، يا مدتى بخوابد و استراحت كند ، يا محبت افراطى فردى از قلب او خارج شود تا از ناراحتى روحى درآيد ، و . . . بنابراين سحر و جادو اگرچه نافع باشد حرمت دارد .
موارد استثنا : حرمت سحر و جادو مثل حرمت و قبح ظلم و شرك نيست كه علت تامهء حرمت باشد و تخصيصبردار نباشد ، بلكه مثل حرمت كذب و شراب و غناست كه مقتضى حرمت مىباشند ؛ هيچ اشكالى ندارد كه گاهى براى يك ملاك مهمتر حلال و جايز و بلكه راجح و واجب باشند ، لذا با اينكه حكم اصلى و اوّلى سحر در اسلام حرمت است ولى در مواردى تجويز شده است ؛ مثلًا براى دفع ضرر سحر با سحر يا حلّ و گشودن گره سحر با سحر .
گشودن سحر و جادو با دعاها و اذكار و آيات ، با اراده و تأثير نفس ولى خدا و با دارو و درمان طبيب قطعاً جايز است ، و خلاصه باز كردن جادو با غير جادو از امور حلال جايز است و كسى در آن ترديد نكرده است . امّا آيا دفع يا رفع سحر با سحر هم جايز است ؟
ظاهر كلام علامه در منتهي « 1 » بلكه صريح كلام شهيد اوّل در دروس « 2 » اين است كه : « ويجوز حلّه بالقرآن والذكر والاقتسام لا به » . روايت حلّ سحر هم بر همين حمل مىشود ( البته روايت علاء در جوامع روائى نيست ولى روايت عيسى بن شقفى هست . عيسى
هامش
( 1 ) . منتهى المطلب ، ج 1 ، ص 1014 .
( 2 ) . الدروس الشرعيه ، ج 3 ، ص 164 .