وى صريحاً مىگويد : تسخيرها با انواعى كه دارند بنابر همهء تعاريف سحر داخل در سحر مىباشند ، حتى تعريف شهيدين كه اضرار را معتبر دانستند تسخيرات را شامل است . از كلام فخرالدين در ايضاح استفاده مىشود كه حرمت اين نيز از ضروريات دين است . « 1 » و استدلال خود شيخ اين است كه اينها در بحث اقسام و عزائم و نفث داخل مىباشند . و بلكه تسخير انواع حيوانات از خزندگان ، درندگان ، حيوانات وحشى و . . . و تسخير انسان نيز در عنوان تسخير مورد بحث و در نتيجه در عنوان سحر داخل مىباشند . « 2 »
امّا بر اساس جميع تعاريف قوم از سحر ، انواع تسخير را شامل نيست بلكه برخى از آنها شامل است ، فى المثل آنان كه سحر را امرى تخيلى و خدعه و نيرنگ و اظهار باطل به صورت حق ، مىدانند تسخير از مصاديق سحر نيست ، زيرا امرى واقعى است . آرى با تسامح و مجازاً نامش را سحر گذاشتن مانعى ندارد ، ولى حقيقتاً سحر نيستند تا محكوم به احكام سحر باشند .
در مقابل ادعاى شيخ اعظم ، محقق ايروانى در حاشيهء مكاسب مدعى شده است كه تسخيرات با همهء انواعش از سحر خارج است و هيچكدام از تعاريف سحر در لغت و در اصطلاح فقها ، تسخير را شامل نيست و لذا اگر تسخير حرام باشد به خاطر برخى از مقارنات يا مقدمات حرام آن است از قبيل آزار نفس مؤمن ، اهانت به اسماء حسناى الهى و . . . . « 3 »
به نظر ما اين فرمايش نيز كليت ندارد و طبق برخى تعاريف اهل لغت و فقها ، تسخير هم نوعى سحر است . مثلًا جوهرى در صحاح گفته است : « السحر ما لطف مأخذه و دقّ » ؛ « 4 » اين تعريف قطعاً تسخير ملائكه و شياطين و غيرهم را شامل مىشود . فاضل مقداد در تنقيح گفته است : « السحر عمل يستفاد منه ملكة نفسانية يقتدر بها على أفعال
هامش
( 1 ) . ايضاح الفوائد ، ج 1 ، ص 405 .
( 2 ) . المكاسب ، ج 1 ، ص 273 .
( 3 ) . حاشيهء كتاب المكاسب ، ج 1 ، ص 172 .
( 4 ) . صحاح اللغه ، ج 2 ، ص 679 .