تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
2 . حرمت تعلّم سحر اصل حرمت تعلّم و يادگيرى سحر جاى بحث نيست و چنان كه در عمل سحر ذكر شد تعلّم آن نيز به اجماع مسلمين حرام است و بلكه از ضروريات دين است . در برخى روايات هم آمده است : « من تعلّم شيئاً من السحر قليلًا أو كثيراً فقد كفر ، وكان آخر عهده برّبه وحده أن يقتل إلا أن يتوب » . « 1 » از آيهء هاروت و ماروت هم اين حكم استفاده مىشود ، زيرا در آخر آيه آمده است :
لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ . . .
كه به احتمال زياد اشترا كنايه از تعلّم است . قبلًا هم در باب غنا در آيه لهو الحديث ذكر شد كه « يشتري » به معناى « يتعلّم » است و مذمّت آيه دليل حرمت آن است . اگر هدف ، استعمال و به كارگيرى سحر باشد اشكال دارد ؛ در آيه هم اشاره شد كه
وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ ،
ولى اگر به قصد نگهدارى خود از جادو شدن ، ابطال سحر ديگران ، دفع سحر مدعيان نبوت و مصالح ديگر باشد اشكالى ندارد و بلكه گاهى واجب مىشود . دربارهء تعلّم سحر فقط براى اطلاع از آن به عنوان يكى از علوم غريبه ظاهر كلام اكثر فقها ، عدم جواز است چون روايت مذكور اطلاق دارد و توجيه آن به تعلّم به قصد عمل يا تعلّم و عمل ، خلاف ظاهر است . « 2 » البته اگر اطلاق روايت صحيح باشد استثناى دو مورد مذكور در كلام شهيدين قابل مناقشه است ، زيرا راه حفاظت از شرّ ساحران يا دفع سحر منحصر در تعلّم سحر نيست ، زيرا راه تعويذات و اذكار و قرآن ( آيه الكرسى ، چهار قل و . . . ) باز است ، و نيز خداوند به فضل و لطف و كرمش سحر مدعيان نبوت را باطل مىكند . ولى روايت سندش به خاطر « ابى البخترى » ضعيف است و قابل استدلال نيست ، و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 148 ، ح 7 . ( 2 ) . الدروس الشرعيه ، ج 3 ، ص 164 ؛ مسالك الافهام ، ج 3 ، ص 128 .