قلت لأبي عبدالله ( ع ) : إنّي قد ابتليتُ بهذا العلم فاريد الحاجة فإذا نظرت إلى الطالع و رأيت الطالع الشرّ جلست و لم أذهب فيها و إذا رأيت الطالع الخير ذهبت في الحاجة ، فقال لي : « تقضي ؟ » قلت : نعم ، قال : « احرق كتبك » . « 1 »
شيوه استدلال : كتب نجوم كذائى از مصاديق كتب ضلال است و حضرت امر به احراق نمود . امر دال بر وجوب است ، پس اتلاف كتب ضلال واجب و حفظ آن حرام است .
بررسى : روايت از نظر سند خوب است ولى از نظر دلالت قابل خدشه است ؛ زيرا مدّعا حرمت مطلق حفظ است ، ولى دليل قائل به تفصيل است و اگر طبق كتب نجوم قضاوت و حكم كند حرام است ، در غير اين صورت حرام نيست . افزون بر اين شايد امر مزبور ارشادى باشد نه مولوى ؛ بنابراين دليل وجوب اتلاف و دليل حرمت ، ابقا و حفظ نيست .
دليل سوم ، ادعاى اجماع : برخى مثل صاحب مفتاح الكرامه صريحاً ادعاى اجماع كردهاند « 2 » و بعضى مثل علامه در تذكره ادعاى نفى خلاف كردهاند « 3 » كه تالى تلو اجماع است .
پاسخ : اوّلًا اجماع منقول ذاتاً حجت نيست و اجماع محصل هم ممتنع الحصول است .
ثانياً : نه تنها اجماع بر حرمت حفظ و وجوب اتلاف كتب ضلال محرز نيست ، بلكه عدم آن محرز است و در مسأله مخالف وجود دارد .
ثالثاً : بر فرض كه اجماعى وجود داشته باشد ولى گفتنى است اجماع تعبدى به مناط كشف قطعى از رأى معصوم حجت است . اجماع مورد بحث اگر مقطوع المدرك نباشد حداقل احتمال قوى دارد كه مدركى باشد و به استناد آيات و روايات مذكور باشد ؛ چنين اجماعى به اتفاق حجت نيست .
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 11 ، ص 370 ، ح 1 .
( 2 ) . مفتاح الكرامه ، ج 12 ، ص 204 - 207 .
( 3 ) . تذكرهء الفقهاء ، ج 1 ، ص 582 .