تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
اسباب و مقدمات كار حرام او را فراهم كنند . در مسأله دهم ذكر شد كه فروش انگور به شراب ساز و فروش چوب به صليب ساز و صنم ساز حرام است ، ولى دخول اين قسم روايات حرمت « معونة الظالمين » مورد مناقشه است . زيرا در روايات باب يا عنوان « معونة الظالمين » ذكر شده است ، يا عنوان « اعوان الظلمه » يا « عون الظالم » و يا « اعان ظالماً » و يا « يعين ظالماً » . كلمهء « عون » يا « اعانت » يا « معونه » يا « اعوان » هم به « ظالم » و « ظالمين » و « ظلمة » اضافه شده است . در اين‌گونه موارد متفاهم عرفى اين است كه عنوان ظالم « موضوعيت و خصوصيت » دارد ، نه اينكه طريق و معرّف و عنوان مشير به ذات باشد ، بلكه تمام موضوع ، مبدأ اشتقاق اين عنوان است ، يعنى ظلم دخيل است و كمك ظالم به عنوان اينكه ظالم است و از جهت اينكه متلبس و متصف به صفت ظلم است ملاك و موضوع است . بنابراين ، ظالم را از جهت اينكه عاصى است و حرام ديگرى را مرتكب مىشود ، - مثلًا شارب الخمر و زانى است - شامل نمىشود . چه اينكه متفاهم عرفى از اعانت قاتل و ضارب و شارب الخمر اعانت در قتل و زدن و شرب خمر است نه در جهات ديگر . در روايت صحيح ابى حمزهء ثمالى هم حضرت امام سجاد ( ع ) عنوان « معونة الظالمين » را از عنوان « صحبة العاصين » جدا كرده و قسيم از آن قرار داده است ، و اصل هم بر اين است كه هر عنوانى موضوعيت داشته باشد . افزون بر اين بر فرض كه از اضافهء عون به ظالم ، معناى فوق ، متفاهم و ظاهر نباشد ولى قطعاً محتمل است و صلاحيت دارد قرينه باشد بر دخالت مبدأ اشتقاق ظالم ، يعنى ظلم در حكم حرمت است ؟ و هر كجا چنين باشد كلام اجمال پيدا مىكند و قدر متيقن معونهء ظالمان در ظلم آنان است و در برخى روايات هم قيد « على ظلمه » يا « لظلمه » و مانند آن ذكر شده است كه اگر ظهور در حرمت تعيينى داشته باشد موجب تقييد ساير مطلقات يا تبيين مجملات مىشود و روايات در مقام اهمال را تفسير مىكند . به هر حال كمك ظالم بر هر حرامى جايز نيست ولى كمك او بر ظلم به ديگران مورد بحث ماست و كمك او در حرام‌هاى ديگر محل بحث نيست ، چون از باب