ثالثاً بر فرض كه در طول تاريخ اين محافل بوده و افرادى با صدا ذكر مصيبت مىكردند و مرثيه مىخواندند ولى دليل بر اين نيست كه به شكل غنايى بوده باشد بلكه قدر متيقن با صداى حزين و متناسب با مجالس عزاى امام حسين ( ع ) بوده است كه بنابر همهء تعاريف ، غير از غناست .
تبصره چهارم
تبصرهء چهارم غنا در نياحت و خواندن اشعارى در مراسم سوگوارى است كه معمولًا زنانى را اجير مىكردند و آنها براى گرم كردن مجلس كلماتى را مىگفتند و اشعارى را مىخواندند تا صاحبان عزا و مصيبت ، اشك ماتم بريزند و بر عزيز خود بگريند و تخليه شوند .
حال از كلام مقدس اردبيلى استفاده مىشود كه وى قائل است تغنى در نياحت جايز است و رواياتى بر جواز اخذ اجرت بر اين كار دلالت دارند كه اصل جواز نياحت در آنها مفروغ عنه است ، و گرنه اجرت آنها حرام و سحت و اكل مال به باطل است . يكى از اين روايات صحيحهء ابى بصير از امام صادق ( ع ) است كه مىفرمايد :
« لا بأس بأجر النائحة التي تنوح على الميّت » . « 1 »
پاسخ : اوّلًا در همان باب « 2 » رواياتى بر حرمت نياحت دلالت دارد و با روايات جواز تعارض دارند ، البته بزرگان فقه به دلايلى ميان دو دسته جمع كرده و روايات جواز را بر نوحهسرايى بهحق حمل كردهاند و روايات منع را بر نياحت به نحو باطل و حرام . و قائل به تساقط نشدهاند .
ثانياً به گواهى لغت و عرف و روايات ، نياحت چيزى غير از غناست ، نه عين آن است و نه ملازم آن . و وقتى مغاير بود ربطى به غنا ندارد و موضوعاً خارج است نه اينكه تخصيص در ادلهء حرمت غنا باشد .
روايت عبدالله بن سنان از امام صادق ( ع ) هم آمده است :
« يرجّعون القرآن ترجيع
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 127 ، ح 7 .
( 2 ) . ر . ك : همان ، ص 128 ، ح 11 و 12 و 13 و 14 .