ولى با ظاهر لفظ غنا كه اسم جنس است نمىسازد و بر جنس غنا و كيفيت خاصه دلالت دارد و مخصوص كلام باطل نيست بلكه اطلاق دارد .
5 . بهترين احتمال اين است كه قول زور به معناى كلام باطل باشد و قيد نكنيم كه باطل و زور بودن به لحاظ مدلول آن باشد يا به لحاظ صفت آن ( صوت و لحن خاص ) كه روى كلام پياده مىشود . وقتى اعم شد هم بر كلام باطل به لحاظ مدلول اطلاق مىشود ، هم بر كلام باطل به لحاظ صفت خاصه كه از اين جهت باطل و حرام و خلاف شرع است ولو مدلولش حق باشد ، و هم بر هر دوى آنها اطلاق مىشود .
البته بعضى از مصاديق اين معناى عام و جامع ، خيلى واضح است و عرف هم مىفهمد مثل كلام باطل از نظر مدلول ، ولى بعضى از مصاديق آن را عرف نمىفهمد و با بيان شارع و روايات معصومين ( ع ) قابل فهم مىشود . آنچه متناسب با كلمهء « الغناء » است ، همين احتمال است ، زيرا جنس غنا يا غنا بما هو غنا مراد است ؛ خواه در ضمن كلام حق باشد يا در ضمن كلام باطل ؛ خواه در ضمن كلام داراى معنا باشد يا در ضمن لفظ مهمل ، خواه در ضمن كلام باشد يا كلمه ، يا حرف واحدى كه با تكرارش آهنگ خاص درست مىشود . اينها بر اساس احتمالات بود .
ثانياً بر فرض كه نتوانيم وجه تفسير معصوم را بفهميم ، امّا تعبداً آن را مىپذيريم و مىگوييم يكى از مصاديق آيه ، غناست و براى فقيه همين مهم است كه به صراحت از روايات استفاده مىشود .
شايد ندانيم وجه تفسير امام ( ع ) چيست و به خود اهل بيت ( ع ) واگذاريم . چرا كه به آنچه در بيت وحى و رسالت و كتاب الهى است داناترند .
خلاصه غنا مشمول آيه هست و صغراى استدلال تمام است .
توضيح كبرا : حرمت قول زور به نحو مطلق از امر « اجتنبوا » فهميده مىشود كه ظهور در وجوب اجتناب دارد و اگر قول زور يا غنا حرام نبود اجتنابش واجب نمىشد . بنابراين آيهء قول زور به كمك تفسير روايات ، بر حرمت شرعى غنا دلالت دارد . ديگر اينكه غنا بما هو غنا حرام است ، نه غنا در كلام لهوى و باطل كه استنباط شيخ اعظم بود .
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٦