همانطور كه قبح خوردن گوشت خوك و حيوان غير مذكّى و . . . را مستقلًا درك نمىكند .
دليل اوّل : اجماع
عدهاى از بزرگان از جمله فاضل نراقى و صاحب جواهر بر حرمت غنا ، هم ادعاى اجماع محصل دارند و هم ادعاى اجماع منقول و بلكه ادعاى ضرورت مذهب كردهاند كه اگر براى كسى محرز شود نيازى به هيچ دليل ديگر ندارد .
اشكال دليل فوق : اوّلًا اجماع منقول حجت نيست ، اجماع محصل هم قابل تحصيل نيست ؛ ثانياً به احتمال زياد ، اين اجماع مدركى است و دليل تعبدى نيست .
دليل دوم : كتاب ( قرآن كريم )
در قرآن واژهء « غنا » صريحاً ذكر نشده است ولى آياتى وجود دارد كه بر اساس روايات ، بر حرمت غنا دلالت مىكنند :
الف ) آيه قول زور :
فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ .
« 1 »
شيوهء استدلال در قالب شكل اوّل منطقى : غنا از مصاديق قول زور است : صغرا ؛ هر قول زورى يا قول زور به طور مطلق حرام است : كبرا ؛ پس غنا حرام است : نتيجه .
توضيح صغرا : گرچه متفاهم عرفى از قول زور ، كلام باطل به لحاظ معنا و مدلول آن است مثل دروغ ، تهمت ، غيبت ، مسخره كردن و . . . ولى بر اساس روايات اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) ( مفسران واقعى قرآن ) ، قول زور به غنا تفسير شده است كه البته تفسير به معنا نيست ، بلكه تفسير به مصداق و بيان يكى از مصاديق قول زور است در اين باره چند روايت « 2 » وجود دارد كه در اينجا فقط دو روايت نقل مىشود :
1 . صحيحهء زيد شحّام از امام صادق ( ع ) :
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) : 30 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 303 ، باب 99 ، ح 2 ، 8 ، 9 ، 20 و 26 .