تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
ملازمهء عقلى است ، نه ملازمهء شرعى و نه ملازمهء عرفى و عادى ، نتيجه اينكه حرمت ايجاد دليل ، حرمت بقا نيست . 2 . روايات متعددى مورد استدلال اين قول قرار گرفته است كه با بررسى آنها روشن مىشود كه روايات هم دليل حرمت اقتنا نيست . براى نمونه به چند حديث اشاره مىشود : الف ) صحيحه محمد بن مسلم : قال : سألت أبا عبدالله ( ع ) عن تماثيل الشجر والشمس والقمر ؟ فقال ( ع ) : « لا بأس ما لم يكن شيئاً من الحيوان » . « 1 » شيوه استدلال به دو تقريب : معمولًا پرسيدن دربارهء امورى است كه مورد ابتلاى سائل و امثال اوست و در مورد بحث ما آنچه محل ابتلاى عموم است نگهدارى و ساير دخل و تصرف‌ها در تصوير است ، نه ساختن و كشيدن آنها ؛ زيرا عمل تصوير ، تخصّصى است و فقط از نقاش و مجسمه‌ساز برمىآيد ، نه از هر كسى . بعيد است محمد بن مسلم هم از كارى بپرسد كه محل ابتلاى او و امثال او نيست . به همين دليل سؤال ، بر پرسش از نگهدارى و مانند آن حمل مىشود و دلالت حديث بر حرمت آن در خصوص تصاوير حيوانات روشن است ، زيرا مفهوم كلام اين است كه : « فيه بأس » و بأس ظهور در تحريم دارد . پاسخ اين تقريب : اگر سائل يك فرد عادى بود جاى اين حمل بود كه از امام حكم محل ابتلاى خود را مىپرسد ، ولى سائل محمد بن مسلم است و امثال او شأن و منزلتشان اين بود كه به محضر امام صادق ( ع ) مىرسيدند و از فروع و فروض مختلف مسائل مىپرسند تا احكام همهء افراد و اصناف را امام بيان كند و آنان به آيندگان منتقل كنند ؛ لذا از چنين سائلى بعيد نيست كه از حكم فعل نقاش و مصوّر بپرسد هر چند خودش از اين صنف نباشد . مورد سؤال و مذكور در حديث ، عمل و فعل تصوير نيست تا ايجاد صورت حرام
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 296 ، ح 3 .