جن از اين قسماند . واژهء تصوير و نفخ روح با قسم اوّل تناسب دارد و قسم ثانى را شامل نيست ، پس اينها از مساق روايات خارجاند و حرمت تصوير شامل اينها نيست .
افزون بر اين ، به احتمال قوى ، و بلكه ظاهر روايات اين است كه فلسفهء تحريم تشبه به خالق در مصوّر بودن است كه در تصوير واقعى موجودات امكانپذير است ؛ در حالىكه تصوير فرشته و جن ، تصوير خيالى است نه واقعى . مصوّر هرگز صورت فرشته و جن را نديده است تا تصوير ، واقعى باشد . بنابراين ، اين كار ، تشبه به خالق نيست تا حرام باشد . حضرت امام در پايان مىفرمايد :
فالأقوى عدم الحرمة وإن كان الاحتياط لا ينبغي أن يترك لاحتمال إطلاق بعض الأخبار ، أو فهم المناط منها ، أو إلغاء الخصوصية ، أو كون المراد من الحيوان مطلق ذي الروح ولو لمناسبات أو غير ذلك . « 1 »
البته روايات ، منحصر در اخبار نفخ روح نيست و روايت صحيحهء ابن مسلم اطلاق دارد ؛ روايات نفخ روح هم كنايه از اعطاى روح است و لزوماً به اين معنا نيست كه خلقت يك - مثلًا - موجود تدريجاً باشد ، ضمن اينكه ساختن مجسمهء جن ، تدريجى صورت گرفته و تكليف نفخ روح بجاست . مسأله تشبه به خالق هم حكمت حكم است و حكم تابع آن نيست ، بلكه تابع اطلاقات است .
در نتيجه ساختن مجسمهء فرشته و جن حرام است . مثل ساختن مجسمهء انسان و حيوانات .
فرع ششم : تصوير حقايق معنوى و مجرّد از مادّه ، مثل تصوير عقول مجرّده و تصوير خيالى از ذات اقدس الهى ، تصوير ربّ النوعها و تصوير براى تقوى ، عدالت ، آزادى و مانند آن - مثل مجسّمه آزادى - آيا حرام است يا حلال ؟
از طرفى ممكن است به اطلاق روايات تمسك شود و حكم به حرمت شود ، از طرف ديگر به احتمال قوى ، عنوان تصوير صورت و تمثيل مثال ، از اين موارد منصرف باشد ؛ مخصوصاً صورت كه به معناى شكل و هيئت است . مجردات عقليه داراى شكل
هامش
( 1 ) . المكاسب المحرمه ، ج 1 ، ص 277 .