تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
در باب طهارت ثلاث هم اين بحث مطرح است كه آيا وضو و غسل و تيمم اسم‌اند براى غسلات و مسحات كه مجموعه‌هاى مركب‌اند و داراى اجزاى تدريجى مىباشند يا اسم براى مسببات آنها ( طهارت باطنيه ) هستند ؟ نظر مشهور اين است كه اينها براى خود اسباب وضع شده‌اند و بر خود افعال تدريجى اطلاق مىشوند . با توجه به اين مقدمه مىگوييم : در روايات مسأله روى عنوان صورت و مثال و تمثال تكيه شده است و بحثى وجود دارد مبنى بر اينكه آيا اينها داراى معناى تركيبى هستند يعنى براى مجموعهء اجزاى تصوير و تمثال كه افعال تدريجى مىباشند وضع شده‌اند يا داراى معناى بسيط هستند و بر هيئت اجتماعيه‌اى كه از اين افعال تدريجى حاصل مىشود وضع شده‌اند ؟ تفاوت دو احتمال يا ثمرهء عملى آن در اين است كه بنابر مجموع مركب بودن ، شخص از آغاز ساختن مجسمه يا كشيدن نقاشى ، وارد حرام شده است و از همان لحظه مستحق مجازات و عقوبت است ، اگر كار را به اتمام برساند . ولى بنابر بسيط بودن و بر هيئت اجتماعيه اطلاق شدن ، تمام اين كارها از آغاز تا انجام مقدمات ، حرام مىباشند و بستگى دارد كه مقدمهء حرام حرام باشد يا نباشد كه به نظر تحقيق ، همان‌طور كه مقدمهء واجب وجوب شرعى ندارد ، مقدمهء حرام نيز حرمت شرعى ندارد و بر فرض كه حرام باشد قدر مسلّم جزء اخير علت تامّه ، حرام است كه به دنبال آن مسبب و حرام ( هيئت اجتماعيه ) محقق مىشود . به هر صورت ، تحقيق احتمال اوّل است و متفاهم عرفى از صورت و تمثال مجموعهء اجزاى آن است همان‌طور كه مفهوم خود صاحب صورت - مثلًا زيد - همان وجود خارجى مركب است ، و اصولًا عرف از كلمهء عكس ، هيئت اجتماعى و مانند آن نمىفهمد و بايد توجه داشت كه در فهم معانى كلمات ، فهم عرف مهم است . در مقام بيان هم مىگوييم : اين مجسمه يا نقاشى ، فلانى است ، اين سر اوست ، اين چشم اوست ، اين دست اوست و . . . . حال كه اسم براى مجموعِ مركب از افعال تدريجى است آيا هر فعلى حرمت نفسى و استقلالى دارد يعنى ساختن يا كشيدن سر جداگانه حرام است ، دست جداگانه حرام