تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
آن در روايات است كه آيا منظور از « من » ، شخص خارجى معين است و بايد صدق كند كه فرد معين تمام مثال و صورت « 1 » را به تصوير كشيده و ايجاد كرده است يا منظور ، شخصِ فاعل فعل است ؟ اگر اين باشد در فرض اشتراك شخص فاعل و مصوّر ، مجموع دو يا چند نفر هستند كه همه با هم يك فاعل و يك مصوّر يا يك ممثّل محسوب مىشوند و واحدِ اعتبارىاند نه حقيقى ؛ زيرا در خارج ، مجموع مركب از چند نفر وجود ندارند . نظريه امام خمينى ( رحمه الله ) : به عقيدهء مرحوم امام ، از تعبير « من صوّر » و « من مثّل » اوّلى تبادر مىكند و منظور ، اين است كه شخص معينى تمام صورت و مثال را تصوير و تمثيل كند و در فرض اشتراك بر هيچ‌يك از افراد ، صدق نمىكند ، زيرا هر كدام بخشى از تمثال را ايجاد كرده‌اند ، نه تمام آن را ؛ بنابراين ، روايات باب ، اين صورت را شامل نيست و لاأقل شمول محرز نيست تا قابل استدلال باشند . ضمناً فرقى ندارد كه از آغاز تا پايان ، همه با هم شروع به ساختن صورت كنند ، يا يكى ابتدا بخشى از آن را بسازد ، سپس ديگرى باقيماندهء آن را ، يا يكى اجزاى متفرق آن را بسازد و ديگرى آنها را كنار هم بگذارد و با هم تركيب كند . حضرت امام در اين باره تنظير كرده است به « من قال شعراً » يا « من كتب سطراً » و مانند آن و فرموده است متفاهم اين است كه هر شخصى كه يك بيت شعر بسرايد يا يك سطر بنويسد نه اينكه دو يا چند نفر مشتركاً بيتى را انشاد كنند . با وجود اين ، چون برخى قائل‌اند كه به نحو اشتراك هم اشكال دارد و احتمال القاى خصوصيت هم وجود دارد ، در پايان احتياط كرده و اجتناب از تصوير و تمثيل را ولو به نحو اشتراك باشد احوط مىداند كه حتماً مقصود ، احتياط مستحبى است زيرا مسبوق به فتوى ، بر خلاف آن است . « 2 » البته استفاده از تعبير « من صوّر » و « من مثّل » مشكل است و همان‌طور كه حضرت امام فرمود ، به ذهن مىآيد كه منظور ، اشخاص حقيقى باشند ، يعنى هر شخص صورت
هامش
( 1 ) . كلمهء مثال و تمثال و صورت ظهور در كل دارد ، يعنى صورت و مجسمهء كامل شيء . ( 2 ) . همان ، ص 278 - 279 .