طرق جمع ميان بيّنهها ( طريقهء مشهور )
قوله : ثم ان قاعدة الجمع حاكمة : مرحوم شيخ پس از تثبيت نظر خودشان و جمع ميان بيّنات ، در پايان قول به قرعه را كه يكى از شش احتمال صدر مسأله بود ، رد مىكنند و مىفرمايند : قاعده جمعى كه ما گفتيم بر قانون قرعه تقدم دارد و با وجود اين جمع نوبت به قرعه نمىرسد ، زيرا قرعه براى تشخيص نفس واقع مردّد است يعنى واقع منحصر است در يكى از دو احتمال و ما ترديد داريم و با قرعه يكى را تعيين مىكنيم ، ولى مانحن فيه چنين نيست زيرا شايد واقع ، امر ثالثى باشد و هر دو بيّنه و مقومها خطا كرده باشند و ارزش متاع نه صد دينار باشد و نه هشتاد دينار ، پس مسأله تنها تردّد در ظاهر نيست بلكه واقعاً ترديد هست و ما نمىدانيم كدام است و لذا جاى قرعه نيست و از آنجا كه شارع مقدس هر دو بيّنه را حجت كرده و هر دو سبب تعبّدى هستند در حقوق مردمان ، طبعاً بايد به قدر امكان به هر دو عمل شود و جمع بينهما كنيم تا حقوق هر دو انسان و طرف دعوا مراعات شود ، نه اين كه حق يكى را به تمام و كمال مراعات كنيم و حق ديگرى را كلًا اهمال كنيم و ناديده بگيريم و راه جمع همان است كه ما گفتيم كه در نصف مبيع به اين بيّنه و در نصف ديگر به بيّنهء ديگرى عمل شود . پس بالاخره ساير احتمالات باطل است و احتمال ششم يا مختار معظم كه جمع بود صحيح است .
( نكته : در ميان احتمالات ، مسألهء رجوع به صلح هم بود كه مرحوم شيخ ابداً از ابطال آن دم نزدند و مىدانيم كه با مصالحه هم حقوق طرفين تأمين مىشود و خودشان تراضى مىكنند و شايد به راه مرحوم شيخ و معظم نزديك باشد و به هر حال در مصالحه مسئلهء تنصيف مطرح نيست و مسألهء صلح طبق تراضى مطرح است و جا داشت اين احتمال را هم مورد نقد قرار مىدادند . )
قوله : ثمّ انّ المعروف فى الجمع : حال كه ما طريق جمع ميان بيّنهها را برگزيديم بايد بدانيم كه سه راه براى جمع وجود دارد : يكى راه مشهور ، ديگرى راهى كه خود شيخ اعظم با « و يمكن ايضاً » بيان مىكنند و به صورت امكان و احتمال است نه اين قبول كنند و در واقع منظورشان اين است كه شيوهء مشهور را به شكل ديگر هم مىشود بيان كرد و گرنه نتيجهء هر دو يكى است و سوّم راهى كه شهيد رحمه الله بيان مىكنند :
امّا طريقهء مشهور : فرض كنيد يك بيّنه مىگويد : اين متاع اگر سالم بود دوازده درهم قيمت داشت ، حالا كه معيوب است چهار درهم ارزش دارد و بيّنهء ديگر مىگويد : اگر سالم بود شش درهم حالا كه معيوب است دو درهم ارزش دارد ، در اينجا نخست دو قيمت صحيح دو بيّنه را مىگيرم و آن دو را جمع مىكنيم ( يعنى دوازده و شش را ) و حاصل جمع مىشود هيجده ، سپس يك قيمت ثالثى از آن دو انتزاع مىكنيم يعنى در نصف مبيع به نصف قيمت بينه اكثر اخذ مىشود