باشد از حيث صفات و خصوصيات موردنظر طرفين و اهل معامله ، نزد اهل بازار يا در اين شهر به فلان مبلغ خريد و فروش مىشود ، اگر سالم باشد چنين و اگر معيوب باشد چنان . مثلًا مىگويد : اين گندم يا امثال اين گندم در بازار به فلان مبلغ معامله مىشود ( صد من به صد دينار مثلًا )
اين قسم از تقويم و قيمتگذارى ( يا بهتر بگوييم : تبيين و اعلام به قيمت ) داخل در باب شهادت و مصداقى از مصاديق آن است و در واقع كارشناس شهادت مىدهد كه قيمت اين جنس در بازار چنين و چنان است و طبعاً هرآنچه در باب شهادت معتبر است از قبيل عدالت شاهد خبر دادن از روى حسّ ( يعنى ديده و شنيده و كاملًا يقين دارد نه اين كه صرفاً حدس مىزند ) ، تعدّد مخبر ( كه دو نفر باشند ) .
2 . گاهى كارى به بازار ندارد و چهبسا اصلًا از قيمت بازار اطلاعى ندارد و نرفته تا ببيند اهل بازار چگونه معامله مىكنند ولى خود او كارشناس است و جنس را وارسى مىكند و مىگويد بهنظر من با توجه به سوابقى كه دارم و امثال اين جنس را فراوان ممارست كردهام ، حدس مىزنم كه قيمت آن چنين و چنان باشد .
در اين صورت علاوه بر صفات مذكور در قسم اوّل ( عدالت ، اخبار حسّى ، تعدد مخبر ) صفت چهارمى در مقوّم لازم است و آن زيادى معرفت و خبرويّت نسبت به اين جنس است يعنى كاملًا خبره و كارشناس و كاركشته باشد ( مثل يك طبيب ماهر نه هركس كه تازه طبابت را شروع كرده ) و اصولًا بهخاطر همين صفت چهارم او را اهل خبره مىگويند .
( البته همانطور كه مرحوم سيّد در حاشيه دارند : اين مطلب قابل مناقشه است كه صفات شاهد را دارا باشد چون فرض اين است كه او نظر و حدس خودش را اعلام مىكند نه عرف بازار را و در اينجا اخبار حسّى به آن معنى ، دليل ندارد و تعدّد هم لازم نيست و دليل ندارد . ) « 1 »
3 . و گاهى از قيمت جنس خبر مىدهد به ملاحظهء خصوصياتى كه در مبيع هست و شخص اين مخبر از آن خبر دارد يعنى در واقع كبراى كلى معلوم است كه متاع با فلان صفات قيمتش در بازار فلان مبلغ است و هركس اين صفات را بداند فوراً قيمت را مىفهمد ، ولى صغرا معلوم نيست و كسى غير از اين قميتگذار نمىداند كه داراى فلان صفات است و اخبار او از صغراى مسأله و واجد خصوصيات بودن متاع است و بهدنبال احراز آن ، كبرى معلوم است و بر اين مورد منطبق مىشود مثلًا طلاى خوب قيمتش معلوم است ، طلاى بد هم معلوم است و زرگرى كه اين طلا را ريخته ، مىگويند قيمت اين طلا فلان مبلغ است يعنى در واقع از فلان جنس است ( جنس طلاى خوب ) و البته قيمت آن هم معلوم است .
هامش
( 1 ) . حاشيهء المكاسب ، بخش خيارات ، ص 103 .