پارهاى از مصاديق عيب
تاكنون ماهيّت و تعريف عيب روشن شد ( كل زيادة او نقص فى العين يقتضى النقيصة الماليّه . . . . ) حال تعدادى از مصاديق و افراد بارز عيب را بيان مىكنيم و در اين رابطه هشت مسأله و يك خاتمه ذكر مىكنند :
مسألهء اوّل : بيمارى عيب است
يكى از مصاديق عيب مريضى است كه بالاجماع عيب شمرده شده ، ضمناً كلام كثيرى از فقها اطلاق دارد و كلام بعضى « 1 » صريح است در اين كه مرض حتى مثل تب يك روز را هم شامل مىشود يعنى كافى است كه در همان روز يا ساعت معامله عبد تبدار باشد ولو نوبت تب او هم نيست ( گاهى هفتهاى يك روز تب مىكند و امروز همان روز معيّن است ، و گاهى حتى اين هم نيست و صرف عروض تبى است بر او ) باز هم عيب مىباشد . علّامه در تذكره فرموده : جذام ( مرض خوره ) و برص ( پيسى ) و كورى و اعور بودن ( يكى را دو تا ديدن ) و اعرج بودن ( لنگ ) و قرن ( داخل فرج جاريه استخوان باشد ) و فتق ( عضو مخصوص جاريه باد كرده ) ورتق ( عضو مخصوص ، گوشت زيادى دارد ) و قرع ( كچلى ) و صمم ( كرى ) و خرس ( گنگى و لالى ) به اتفاق كلمهء عيب محسوب مىشوند و مشترى خيار عيب پيدا مىكند و بهطور كلى انواع و اقسام بيمارىها عيب مىباشند خواه بيمارىاى باشد كه استمرار دارد آنگونه كه در آدم ممراض ( كثيراً بيمار مىشود ) است و يا عارضى باشد حتى تب يك روز ( اين آن مطلبى است كه فرمودند :
برخى تصريح كردهاند ) عيب است و نيز انگشت زايد ، احول ( چشم چپ ) و حَوَصْ ( چشم تنگ ) و سَبَل ( رگهاى قرمزى داخل چشم باشد ) نيز عيب محسوب مىشوند ، و هكذا اگر عبد مرتد شده و شرعاً واجب القتل گشته ، يا اگر قتل عمدى مرتكب شده و بايد بهعنوان قصاص كشته شود ، يا دزدى كرده و بايد دستش قطع شود ، يا عبد جانى است و بايد استرقاق شود ، يا مديون است و بايد سعى و كوشش كند در اداى دين ، تمام اينها بالاجماع عيب است . « 2 »
شيخ مىفرمايد : البته اين كه آقايان تب يك روز را ( حتى اگر عارضى و صد در صد اتفاقى و تصادفى باشد كه نه سابقه داشته و نه لاحقه دارد ) هم ازمصاديق عيب دانستند بر اين مبنا است كه در صدد بيان موجبات ردّ باشند نه بيان عيوب حقيقيّه كه نقص مالى در آنها دخيل بود ، چون مثل تب يك روز كه زايل مىشود و برنمىگردد قطعاً موجب نقيصهء مالى نمىشود تا احكام عيب موردنظر را داشته باشد . پس مريضى قطعاً عيب است .
هامش
( 1 ) . شرايع ، ج 2 ، ص 37 ؛ قواعد ، ج 2 ، ص 72 ؛ دروس ، ج 3 ، ص 281 .
( 2 ) . تذكره ، ج 1 ، ص 540 .