تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
چيزى عيب محسوب مىشود يا خير ؟ ابن مسلم فرمود به‌طور نص و صريح در خصوص اين مورد روايتى در ذهنم نيست ولى حديثى را امام باقر از پدرش از اجدادش از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله نقل كرد كه « كلّ ما كان فى اصل الخلقة فزاد او نقص فهو عيب » ( خواه اين زياده و نقصان موجب نقص مالى بشود يا نه ) ابن ابى ليلا گفت : همين كافى است ( مطلب را گرفتم ) و بلافاصله برگشت و قضاوت كرد گفت : اين نبود مو به طور طبيعى بر بالاى فرج جاريه عيب است . « 1 » كيفيت استدلال : از طرفى ظاهر اطلاقى روايت ( كه نقص شامل مىشود نقص خلقتى غير موجب هر نقص مالى را و اختصاص به عيب و نقص موجب نقص مالى ندارد . ) از طرفى فهم ابن مسلم كه گفت : نصى نداريم ولى اين روايت هست يعنى ظهور را پذيرفت ولى نصوصيت را نپذيرفت ، از طرف سوّم فهم ابن ابى ليلا از حيث قول ( كه گفت : حسبك هذا ) و از حيث عمل ( كه آمد و طبق آن حكم كرد . ) مقتضاى همهء اين‌ها اين است كه مجرّد خروج شيئى از مجراى طبيعى ( پيدا شدن نقص خلقتى ) عيب است چه موجب نقص مالى باشد و يا نباشد و حتى اگر خروج از مجراى طبيعى از امورى باشد كه مرغوب است و به‌خاطر مرغوبيت چيزى از ثمن آن كم نمىشود باز عيب است و شاهد مرغوبيت از طرفى سخن ابن ابى ليلا بود كه گفت : انّ الناس ليحتالون . . . كه اگر اين امر مرغوب نبود مردمان حيله نمىكردند و از طرفى تقرير مشترى كه وقتى ابن ابى ليلا آن حرف را زد مشترى سكوت كرد و اعتراض نكرد كه اين مرغوب نيست ولى از در ديگر درآمد كه موعظه نمىخواهم . . . ، پس مجرّد نقص خلقتى عيب است و موجب خيار عيب مىشود نه خيار تخلف شرط ولو نقص مالى نباشد و مستند مطلب اين روايت است . قوله : لكن الانصاف عدم دلالة الرواية . . . : مرحوم شيخ مىفرمايد : انصاف اين است كه به چند دليل روايت بر مدعاى شما دلالت ندارد كه مجرد نقص عنونى و خلقتى موجب خيار عيب شود و خيار مذكور از نوع خيار عيب باشد ، و آن چند دليل عبارتند از : اوّلًا ظاهر قصه نشان مىدهد كه اعتراض مشترى و ادّعاى اين كه حق رد دارد صرفاً به‌خاطر نبود مو بر پشت عورت نبوده بلكه به‌خاطر اين بوده كه اين نبود مو مادرزادى و از اصل خلقت بوده و چنين چيزى واقعاً عيب است زيرا كاشف از مرضى در همان عضو يا در اصل مزاج جاريه است والّا اگر سالم بود كه مثل زن‌هاى ديگر بايد مو داشته باشد . پس ردّ جاريه از سوى مشترى صرفاً براى نبود مو نيست بلكه براى اين جهات است كه كاشف از بيمارى او هستند و نقص مالى را به‌دنبال دارد . و شاهد اين مطلب ما آن است كه مشترى در مقام رد صرفاً اكتفا نكرد به نبود مو بر
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 41 ، باب اول از احكام عيوب ، حديث اوّل .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 133 | على محمدى خراسانى