تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
اگر دو جسم هم از يكديگر فاصله پيدا كنندافتراق و تفرّق كه باب افتعال و تفعّل و براىمطاوعه است ، صدق مىكند .

قوله : و معنى حدوث :

با توجّه به اينكه طرفين در هنگام معامله هم از يكديگر جدا و هر كدام در مكانى ايستاده يا نشسته‌يا در حال حركت مىباشند و چنان نيست كه‌چسبيده به هم باشند و از يكديگر جدا شوند وافتراق يعنى جدا شدن كه فرع بر اجتماع و اتصّال والتصاق است ، آنگاه معناى حدوث افتراق‌چيست ؟ مگر نه اين است كه از اوّل هم جدابودند ؟ مىفرمايد معناى افتراق آن است كه : آن‌هيئت اجتماعيّه‌اى كه در حال معامله داشتند ( چه‌خوابيده چه نشسته ، چه ايستاده چه سواره ، چه‌پياده چه در حال مشى و چه سكون و . . . ) از بين‌برود و اجتماع مبدّل به افتراق شود .

قوله : فاذ احصل :

ملاك در افتراق و تفرّق چيست ؟ سه قول درمسأله وجود دارد : 1 - رأى شيخ اعظم اين است كه : مسمّاى افتراق‌كافى است يعنى همين اندازه كه افتراق و جدائىصدق كند ولو كمترين مرتبهء آن باشد ( مثلًا يك‌سانتيمتر از يكديگر فاصله بگيرند ) موجب‌سقوط خيار است و لازم نيست كه يك گام يا چندگام از يكديگر جدا شوند و در برخى از تعابيرسخن از « ادنى الانتقال » است يعنى كمترين ميزان‌و مقدار انتقال كافى است . و اينكه عده‌ّاىفرموده‌اند : دست كم بايد به اندازهء يك قدم از يكديگر فاصله بگيرند نه از باب اينكه گام‌موضوعيّت دارد بلكه از باب اينكه غالباً در خارج‌افتراق با يك گام بر داشتن حاصل مىشود تعبير به‌خطوه كرده‌اند ، يا از باب مثال است كه غالباً وقتىمىخواهند براى كمترين مرتبه مثال بزنند به گام‌مثال مىزنند و گرنه حكم دائر مدار يك گام‌نيست . بنابر اين اگر دو نفر در دو كشتى چسبيده به‌هم معامله كردند به محض اينكه دو قايق يا كشتىاز هم جدا شدند معامله لازم مىشود و افتراق‌حاصل شده ، و دليل شيخ اطلاق كلمهء افتراق‌است كه بر همهء اينها صدق مىكند و مقول به‌تشكيك است و از سر سوزنى جدا شدن تافرسنگها فاصله گرفتن را شامل است . 2 - عده‌ّاى يك گام را ملاك دانسته و به كمترراضى نشده‌اند و گفته‌اند حتماً بايد به اندازه يك‌گام جدا شوند تا افتراق صدق كند ولى اينها فريب‌مثال آوردن مشهور به