تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
مىشوند در قيد حيات هستند ، آيا ايندو مثل پدر و جدّ ( در فراز قبلى ) هستند و در حكم مشاركت دارند و در عرض هم ولايت دارند و هر كدام سبقت گرفتند همان نافذ است ؟ يا در اين فرض ولايت مخصوص جدّ اوّل است و با وجود او نوبت به جدّ دوّم نمىرسد و تصرّفات او نافذ نيست ، آرى با مرگ جدّ قريب ، جدّ بعيد هم ولايت پيدا مىكند ؟ در مسأله دو قول مطرح است : 1 - آرى باز هم مشاركت دارند چون رواياتى كه مىگويد : فرزند و پدر فرزند هر دو مال جدّ هستند اطلاق دارد و شامل جدّ قريب و بعيد ، ادنى و اعلى هر دو مىشود و فتواى جماعتى همين است . 2 - خير ، ولايت مخصوصِ جدّ اوّل است به دليل آيهء اولوالارحام كه مىفرمايد : و اولوالارحام بعضهم اولى ببعض « 1 » يعنى صاحبان رحم و منسوبين و اقرباء انسان يكسان نيستند بلكه برخى از بعضى ديگر اوّلويت دارند يعنى تزديك اولاى از دور است پس با وجود قريب نوبت به بعيد نمىرسد و او ولايت ندارد .

قوله : و خرج :

اگر كسى بگويد : پس چرا در فرع قبلى و در رابطه با ولايت اب و جّد به آيه استناد نكرديد و ولايت را مخصوصِ پدر ندانستيد بلكه مشاركت و در عرض هم بودن را اختيار كرديد ؟ خواهيم گفت : على القاعده همين بود ولى باب پدر و جّد از آيهء او لوا الارحام خارج شده است و قطعاً مشاركت دارند ولى بقّيه در عموم آيه باقى هستند .

قوله : و ليس المراد :

اگر كسى بگويد : در آيهء شريفه كلمهء اوْلى آمده كه افعل تفضيلى است و بدان معنا است كه با وجود قريب هم ، بعيد و لايت دارد ولى قريب سزاوارتر است و بهتر است كه او متصّرف باشد ( مثل اين كه زيد عالم است و بكر اعلم است يعنى هر دو در مبدء علم شريكند ولى يكى علمش بيشتر است . ) هر دو در مبدء ولايت مشاركت دارند ولى قريب اوْلى است . مرحوم شيخ مىفرمايد : اولويّت در آيه اولويّت تفضيلى نيست بلكه اولويّت تعيينى است ( كما اينكه در باب ارث به حكم همين آيه با وجود طبقهء اوّل نوبت به طبقات
هامش
( 1 ) . سورهء انفال / 75 .