ما دنبال اجماع بر وفاق نيستيم ، چون اصل و قاعده را داريم و مهم آنست كه اجماع بر خلاف نباشد كه خوشبختانه نيست .
قوله : و ان كان : بخش سوّم از الفاظ قبول : الفاظى از قبيل : اشتريت ، ابتعت ، ملكت ، و تملّكت و مانند آن است : آيا در اين بخش تقديم قبول بر ايجاب جايز است ؟ يا خير ؟
مىفرمايند : ما در اين بخش با وجه اوّل يعنى رأى اشهر موافقيم و تقديم را جايز مىدانيم به دليل اينكه : اشتريت و مانند آن ، از قبيل قبلت و مانند آن ، نيست كه داراى معناى مطاوعه و قبول اثر بوده و فرع و تابع ايجاب بود و قابل تقديم نبود بلكه همانطورى كه بايع با گفتن « بعت » انشاء معاوضه و ملكيّت مىكند . هكذا مشترى هم با گفتن اشتريت مستقيما و ابتداء انشاء ملكيت مىكند معناى « بعت هذا بكذا » اينست كه با همين جمله انشاء كرديم ملكيت كتاب را در مقابل صد درهم ، معناى « اشتريت هذا بكذا » نيز همان است .
پس عقلا و شرعا و عرفا هيچ مانعى ندارد كه اوّل بايع بگويد : اين كتاب را به صد تومان فروختم ، يا ابتدا مشترى بگويد : اين كتاب را به صد تومان خريدم .
قوله : الّا انّ : گويا كسى مىگويد : اگر اشتريت مثل بعت مستقيما انشاء ملكيّت است ما از كجا بفهميم كه كدام ايجاب و كدام قبول است تا آثار هركدام بر آن مترتّب شود ؟
جواب : همانطورى كه قبلا در رابطه با قبلت و رضيت ، ماهيّت كار بايع و مشترى را تحليل كرديم ، يك بار ديگر آن را به تحليل مىنشينيم :
هريك از بعت و اشتريت انشاء ملكيّت است ، لكن بايع كه بعت مىگويد ، در حقيقت ملكيّت مال خودش « مثلا كتاب » را براى رفيقش يعنى مشترى انشاء مىكند ، البته نه مجانا بلكه در قبال مال رفيق « مثلا صد تومان » و مشترى كه
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 510
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥١٠