تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
غلط از حيث مادّه فرق گذاشته و فرموده : اگر بجاى بعت ، بعت بگويد « غلط اعرابى » اشكالى ندارد و لطمه به عقد نمىزند . ولى اگر بجاى زوّجت ، جوزّت بگويد « غلط در مادّه » عقدش باطل مىشود . مگر اينكه شخص توان صحيح ادا كردن را نداشته و قدرت فراگيرى هم نداشته باشد و حتى قدرت بر توكيل هم نداشته باشد . [ كه مع العجز جوزّت هم مقبول است . چون از اشاره كمتر نيست . ] « 1 » قوله : و لعلّه : مرحوم شيخ مىفرمايد : شايد وجه فرق‌گذارى فخر الدين اين است كه : در اوّلى يعنى كلمهء بعت هيچ معنا و مفهوم صحيح و معقولى جز انشاء بيع و معاملهء خاصّه ندارد ، و لذا صحيح است . ولى در دوّمى يعنى جوزّت ، خود اين واژه معنائى دارد غير زوجّت ، و آن تجويز و جايز دانستن است . و لذا استعمال آن در مقام تزويج جايز نيست . [ چون نظير استعمال و هبت و آجرت در مورد نكاح است كه از كنايات بود و مع النيّة كار تمام مىشد و قبلا مبسوطا بيان كرديم كه اين طرز دلالت كافى نيست . ] قوله : و منه : ضمنا از وجه الفرق فخر الدين ، وضع لغات محرّفه [ لغاتى كه در ميان عامّهء مردم به صورت شكسته بسته رائج است . مثلا در فارسى جهنّم را جهندم مىگويند ، حضرت را حرضت و . . . و در عربى هم قبلا مثال زديم . ] هم روشن مىشود . و آن اينكه : اگر تحريف لغت موجب تغيير معنى شود . [ مثل بعت در مقام انشاء به جاى بعت ] استعمالش در عقد جايز نيست . و الّا اشكالى ندارد . [ ولى تمام اينها برفرض اشتراط عربيّت بود ، و عندنا اصل اشتراط باطل شد . ]
هامش
( 1 ) حواشى فخر الدين بر قواعد علّامه .