ممكن است داخل در صلح و فردى از آن باشد . ولى شهيد ثانى و شيخ اعظم ( ره ) آن را متعرّض نيستند . ]
قوله : و تظهر الفائدة : سپس جناب شهيد ثانى ثمرهء اين نزاع را به اين صورت بيان كرده : [ در آندسته از احكام و مسائلى كه به مطلق المعاوضه مربوط مىشود و اختصاص به معاملهء خاصّى ندارد ، ثمره ظاهر نمىشود ، امّا ] در احكامى كه مخصوص بيع مىباشد ، ثمره ظاهر مىگردد ، و آن اينكه : اگر معاطات بيع باشد اين احكام بر آن مترتّب مىشود ولى اگر معاملهء مستقلّى باشد ، احكام البيع را نخواهد داشت .
به عنوان مثال :
خيار حيوان مخصوص بيع است [ و در روايات مىخوانيم : ثلاثة ايّام للمشترى . . . ] اگر معاطات بيع باشد در معاطات حيوان ، خيار مذكور جارى مىشود ، و الّا فلا .
البته قيدى هم در عبارت آمده : لو كان التالف [ باز تلف از باب مثال است و ملزمات ديگر هم منظور است . ] الثمن او بعضه ، يعنى خيار حيوان در صورتى در معاطات برفرض بيع بودن ، مىآيد كه خود حيوان باقى باشد و نقل يا تلفى روى آن انجام نشود و ثمن آن كلا يا بعضا تلف يا نقل شده باشد ، و الّا اگر خود حيوان تلف شود قانون آنست كه : كل مبيع تلف فى زمن الخيار فهو من مال من لا خيار له ، يعنى ضرر به بايع مىرسد و معامله خودبهخود منفسخ مىگردد ، و نوبت به لزوم و جواز نمىرسد .
قوله : و على تقدير : خيار حيوان در شريعت ، سه روز است ، حال برفرض كه معاطات بيع باشد و خيار حيوان در آن جارى شود ، مبدء سه روز از چه زمانى است ؟ آيا از هنگام معاطات است ؟ يا از هنگام لازم شدن آن به وسيلهء يكى از ملزمات ؟ شهيد ثانى
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 404
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٠٤