( 3 ) ( تنبيه سوّم ) [ احكامى كه مخصوص بايع است ]
تنبيه سوّم از تنبيهات معاطات راجع به اينست كه :
در فقه احكامى وجود دارد كه مخصوص بايع است ، و بر هركس اين عنوان صدق كند آن احكام را دارد . و احكامى هم مخصوص مشترى است . و احكامى هم ميان آن دو مشترك است و هر دو دارند .
بنابراين بايد ديد كه در معامله كدام طرف بايع است ؟ و كدام مشترى ؟ تا احكام مختصّه بر آن مترتب شود .
حال در بيع قولى جامع شرائط ، تميز بايع از مشترى واضح است ، زيرا آنكس كه مىگويد : بعت يا ملّكت ، بايع است . و آنكه مىگويد : قبلت يا اشتريت يا تملّكت ، مشترى است . چه ايجاب بر قبول تقدم داشته باشد و چه مؤخّر باشد ، به صورت استيجاب و ايجاب باشد يا بطور معمول .
و در بيع قولى غيرجامع شروط [ مثلا عربيّت شرط است و رعايت نشده و . . . ] هم تميز بايع از مشترى آسان است . به بيانى كه در قسم قبلى گذشت .
و در بيع فعلى كه قبل از انشاء تمليك با فعل ، مقاوله و گفتگو و مساومهاى صورت گرفته ، مثلا زيد از بكر پرسيده : اين كالا را به چه قيمتى مىفروشى ؟ بكر گفته : چند مىبرى ؟ و . . . باز شناخت فروشنده و خريدار واضح است .